0 - پیام , 0 - نظر

پیوندهای اصلی

دسته بندی مقالات

آرايه هاي ادبي
ادبيات تعليمي
ادبيات جهان
ادبيات حماسي
ادبيات داستاني
ادبيات عرفاني
ادبيات غنايي
ادبيات معاصر
انواع ادبي
تاريخ ادبيات
زبان فارسي
نقد ادبي
و ساير مطالب

بایگانی پیامها

بایگانی سال ۱۳۹۶

شهریور ۱۳۹۶، (۹)
مرداد ۱۳۹۶، (۱۰)
تیر ۱۳۹۶، (۷)
خرداد ۱۳۹۶، (۴)
اردیبهشت ۱۳۹۶، (۲)
فروردین ۱۳۹۶، (۱۳)

بایگانی سال ۱۳۹۵

اسفند ۱۳۹۵، (۱۴)
بهمن ۱۳۹۵، (۱۰)
دی ۱۳۹۵، (۱۳)
آذر ۱۳۹۵، (۳)
آبان ۱۳۹۵، (۷)
مرداد ۱۳۹۵، (۹)
تیر ۱۳۹۵، (۵)
خرداد ۱۳۹۵، (۵)

بایگانی سال ۱۳۹۴

آذر ۱۳۹۴، (۱۱)
آبان ۱۳۹۴، (۸)
مهر ۱۳۹۴، (۳)
شهریور ۱۳۹۴، (۴۲)
مرداد ۱۳۹۴، (۲۲)
تیر ۱۳۹۴، (۲۰)
اردیبهشت ۱۳۹۴، (۲)
فروردین ۱۳۹۴، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۳

دی ۱۳۹۳، (۸)
مهر ۱۳۹۳، (۳)
شهریور ۱۳۹۳، (۱۱)
خرداد ۱۳۹۳، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۲

دی ۱۳۹۲، (۲۱)
مرداد ۱۳۹۲، (۱۵)
تیر ۱۳۹۲، (۴۴)
خرداد ۱۳۹۲، (۲)

بایگانی سال ۱۳۹۱

آذر ۱۳۹۱، (۷)
مهر ۱۳۹۱، (۶)
شهریور ۱۳۹۱، (۱۲)
خرداد ۱۳۹۱، (۱۰)

بایگانی سال ۱۳۹۰

اسفند ۱۳۹۰، (۱۱)
آذر ۱۳۹۰، (۴)
آبان ۱۳۹۰، (۲)
مرداد ۱۳۹۰، (۲۰)

۲۷ شهریور ۱۳۹۶

اطلاعيه

بسيار مهم:

 قابل توجه دبیران ، دانشجویان و اساتید دانشگاه ها، نویسندگان مقالات و کسانی که مطالب ارسالی شان در مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی به چاپ رسیده است:

1.        آوردن عناوین دکترا، دانشجوی دکترا، استاد یا استادیار دانشگاه و ... در مجله، فقط در صورتی امکان پذیر است که داشتن مدرک تحصیلی فوق الذکر برای دست اندر کاران مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی محرز و مسجّل گردیده باشد. لذا از کلیه مخاطبان مجله خواهشمند است، در اسرع وقت، کپی مدرک تحصیلی و حکم کارگزینی و کد ملی خود را به دفتر مجله ارسال کنند. در غیر این صورت مقاله بدون ذکر این عناوین چاپ می شود.

2.        حق الزحمه تأليف مقاله، براي كساني واريز مي شود كه حداقل يك مطلب چاپ شده در مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسي داشته باشند. 

3.        براي واريز حق الزحمه تأليف مقاله، ارسال حكم كارگزيني، كد ملي، نوع بيمه، شماره حساب و نام بانك الزامي است.

 

زمان ارسال 11:06 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 408- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

نقد قدرت در مكتب خراسان (آثار منظوم دروة غزنوي و سلجوقي)

دكتر محمدرضا سنگري-امير هيودي

چکیده

هدف از نگارش این مقاله، شناخت بهتر مکتب خراسان کمک در جهت تحلیل شعر عصر غزنوی و سلجوقی است. لذا سعی در یافتن پاسخی به این سؤال است که آیا شعرای مکتب خراسان در دورههای غزنوی و سلجوقی منتقد قدرت حکومتهای عصر خود بودهاند. در این میان، آثار فردوسی، کسایی مرکزی، فرخی سیستانی و عنصری در دورة غزنوی و اشعار سنایی و ناصرخسرو  در دورة سلجوقی بررسی میشود. براساس فرضیة تحقیق، در دورههای غزنوی و سلجوقی حکومت توسط شعرای مکتب خراسان بهصورت ضمنی نقد شده است. درست است که بیشتر شعرای مکتب خراسان درباری بودهاند اما حضور در دربار یکی از عوامل رویش نقد قدرت بوده است. آنها قدرت حاکمان و وضعیت اجتماعی جامعه و لزوم حرکت برای تغییر وضع موجود به سمت مطلوب را در شعر خود به تصویر کشیده و در حد امکان ناهنجاریهای اخلاقی، اجتماعی را که گریبانگیر مردم و جامعة آن روزگار بوده است، با لحنی تند و گزنده و جسارت و شهامتی درخور ستایش، مورد نقد و نکوهش قرار دادهاند. بر اساس دادههای تحقیق، مفاهیمی که شعرای غزنوی و سلجوقی با درونمایههای اجتماعی در آثار خویش به کار بردهاند، متناسب با اوضاع اجتماعی و سیاسی زمان بوده است. گروهی بیآنکه راهی برای رفع تبعیض و ستمهای روزگار خویش نشان دهند، به اصول و نظام ظالمانة اجتماعی - اقتصادی عصر خویش اعتراض کردهاند.

   کلیدواژهها: نقد، قدرت، غزنویان، سلجوقیان، مکتب خراسان

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات، بخش ساير مطالب مراجعه شود.

 

زمان ارسال 11:02 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 407- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

موسيقي شعر«خوان هشتم»

 محمدحسن قزنینی

چکیده

اصل داستان که در شاهنامة فردوسی آمده بهطور خلاصه چنین است: «رستم، پهلوان دلیر ایران و فرزند زال، برادر دیگری هم دارد که پدرش زال است اما مادرش کنیزکی است مطرب و خنیاگر از طبقة اجتماعی پایینتر. وقتی او متولد میشود، ستارهشناسان و گنداوران ستارة بختش را نحس میدانند و معتقدند که تنها راه رهایی از نحوست، دورشدن او از خاندان زال است. پسر که نامش شغاد است، به خاندان پادشاه کابل- که یکی از خراجگزاران زال است- سپرده میشود. پسر بزرگ میشود و به حد ازدواج میرسد و دختر شاه کابل را به همسری برمیگزیند. او در اثر حسادت، کینة رستم را به دل میگیرد و در پی فرصتی است تا از وی انتقام بگیرد و این فرصت را پادشاه کابل برایش فراهم میکند. در انجمنی فرمایشی، دو تن به مناظره و حتی فحاشی میپردازند. شاه کابل در نزد همة بزرگان و درباریان زال و رستم را هیچ میانگارد و شغاد را پسر زال و برادر رستم نمیشمارد و سعی میکند با سخنان تندی شغاد را تحریک کند. این خبر را هم شغاد و هم دیگران به گوش رستم میرسانند. شغاد از برادر میخواهد که خودش به تنهایی به کابل بیاید و شاه کابل را نیک بمالد. این دمدمه در رستم مؤثر میافتد. پس او با دویست نفر پیاده به سوی کابل حرکت میکند. شغاد پیکی تندرو به کابل میفرستد که نقشة خود را عملی کند و برای همیشه هم او و هم شاه کابل از رستم خیالشان راحت شود. شاه کابل با رایزنی شغاد فرمان میدهد چاههایی بر سر راه بکنند و آنها را کاملاً استتار کنند؛ به گونهای که هیچ انسان و حیوانی از وجود آنها آگاه نشود. وقتی رستم با حیله و مکر این دو تن به چاه نزدیک میشود، رخش متوجه بوی تازة خاک میشود اما از آنجا که باید این تراژدی شکل بگیرد و تقدیر چنین رقم خورده است، رستم به رخش که ایستاده است و جلوتر نمیرود، تازیانهای میزند. اسب میپرد و بین دو چاه فرود میآید و سرانجام، در یکی از صدها چاهی که کنده شده است، گرفتار میشود. درون چاه پر از نیزههای سمی و خنجرهای آغشته به زهر است. پس، زهر در بدن رخش و رستم نفوذ میکند و رخش را از پای درمیآورد. رستم بر جنازة اسب ناله سر میدهد و سوگواری میکند که ناگهان صدای شوم و نامردانة شغاد در چاه میپیچد؛ او خندهزنان رستم را به سخره میگیرد و شادمانی میکند. رستم متوجه میشود که همة اینها نقشة این نابرادر بوده است؛ بنابراین، تیری در چلة کمان مینهد و به  سوی شغاد رها میکند. او که از ترس صدمة تیر پشت درختی میانتهی و کهنسال پنهان شده است، با تیر رستم به درخت دوخته میشود. رستم خدا را شکر میکند که توانسته است قبل از مرگ، دشمنش را از پای درآورد. «خوان هشتم نامی است که اخوان به این داستان داده و به نوعی میخواسته است پایان کار رستم را نیز یک خوان به حساب آورد؛ خوانی که گریز از آن امکان ندارد. چون هر آدمیای روزی باید بر این خوان بگذرد؛ حتی اگر رستم باشد. آنچه مورد بحث ماست در این داستان، بررسی صحنههای مختلف شعر از لحاظ موسیقایی است و هماهنگیهای عناصر موسیقایی در کلام شاعر. اخوان به مناسبتهای مختلف لحن کلامش را تغییر میدهد؛ گاهی کوبنده و حماسی میشود و گاهی نرم و لطیف و عاطفی و گاهی هم در پایان داستان رقتانگیز میگردد. به گونهای که اشک شنونده و خواننده را در میآورد. این حالتهای مختلف را شاعر به کمک اصوات و گاه تکرار واژهها و دیگر عوامل موسیقیزا به زیبایی ترسیم نموده است. در این مقاله، سعی شده است این عوامل مورد بررسی قرار گیرند.


کلیدواژهها: موسیقی شعر در خوان هشتم، تناسب معنا با موسیقی

براي ديدن متن كامل اين  مقاله به دسته بندي مقالات بخش آرايه هاي ادبي مراجعه شود.

زمان ارسال 10:46 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 406- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

مقايسه‌ نظام اخلاقي در ارداويرافنامه با ديگر متون پهلوي

 علي ربيعزاده

چكيده

ارداويرافنامه متني ساساني است كه احتمالاً در اواخر اين دوره در زمان خسرو انوشيروان نگاشته شده و موضوع آن دربارة معراج ارداويراف موبد به بهشت و دوزخ است. در اين مقاله، معيارها و ملاكهاي اخلاق سالم و بايدها و نبايدهاي اخلاقي موجود در كتاب اردوايرافنامه با كتب ديگر در همان دوره يا دورههاي نزديك به آن، كه به زبان و خط پهلوي ساساني نگاشته شدهاند، مطابقت داده ميشوند تا نقاط افتراق و اشتراك آنها مشخص گردد. همچنين انواع فعلهاي اخلاقي از يكديگر متمايز و جدا شوند، تا انگيزة نويسنده و جهتگيري كلي كتاب نيز مشخص گردد.

كليدواژهها: ارداويرافنامه، اخلاق، متون پهلوي

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات بخش ساير مطالب مراجعه شود.

زمان ارسال 10:11 صبح | نظرات (0)

۲۰ شهریور ۱۳۹۶

مقاله شماره 405- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

هوشنگ مرادي كرماني در آيينة آثارش

 نرگس خاني

چکیده

آثار هوشنگ مرادی کرمانی معرف شخصیت وی و بیانگر حالات روحی و بینش اوست. با بررسی افکار واپس زدة او که بهعلت مسائل و مشکلاتی است که وی در زندگی، خصوصاً در دوران کودکی داشته، همچنین تلاشی که وی برای جبران کمبودهایش کرده است تا به پایگاه بلندی در نویسندگی برسد، و با توجه به شخصیت ناآگاه نویسنده، میتوان به کشف روابط موجود در زندگی این نویسندة توانا و آثارش پی برد. هر متن، حاصل گفتاری ناخودآگاه است و میتوان از سطح ظاهری آن به ژرفایش پی برد. پس ما میتوانیم زوایای پنهان ذهن نویسنده را با جستوجو در آثارش دریابیم؛ زیرا مسائل و حالات و خاطرات زندگی او در آثارش انعکاس یافته و شخصیتها و موضوعات داستانهای وی برآمده از زندگی خود اوست نتایج بررسیها نشان میدهد که آثار مرادی کرمانی بازتاب افکار و حالات و خاطرات زندگی وی است و از طریق آنها میتوان شخصیت و روحیات او را شناخت.

کلید واژهها: آثار مرادی کرمانی، ناخودآگاه، خاطرات

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات بخش ادبيات داستاني مراجعه شود.

زمان ارسال 9:50 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 404- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

لحن حماسی در نثر تاریخ بیهقی

زهرا شکری، دكتر معصومه خدادادي مهاباد، دكتر زهرا سليماني

چكيده

در جستار پيشرو تلاش ما بر آن بوده است كه به شيوة سندكاوي (متنخواني) و روش مقايسهاي لحن حماسي را  در تاريخ بيهقي مشخص كنيم و آن را مورد بررسي قرار دهيم. در تاريخ بيهقي، لحن متأثر از عناصر مختلف روايت ادبي مانند صحنهپردازي، فضاسازي، شخصيتپردازي، و شگردهاي زباني همچون واجآرايي، به گزيني واژه، تركيبسازي و جا به جايي متنوع و سيال اجزاي جمله و البته فضاي فكري حاكم بر ايران قرن پنجم است كه در آن لحن حماسي از مهمترين لحنهاست و ابوالفضل بيهقي هم از آن بهره ميگيرد.در پژوهش حاضر، به شيوة تحليلي اثباتي، ضمن بررسي مؤلفههاي لحن حماسي، چگونگي هماهنگي اين لحن با شرايط موجود، مطالعه در مورد آن نتيجهگيري ميشود. تلاش بر اين است كه به اين سؤال كليدي پاسخ داده شود: «آيا ابوالفضل بيهقي در تاريخ بيهقي لحن حماسي دارد؟» در پاسخ، نويسنده معتقد است كه تاريخ بيهقي علاوه بر بعد تاريخي و ادبي جنبههاي حماسي نيز دارد و او در نثر تاريخي خود نه تنهاي در توصيف جنگها بلكه در توصيف حوادث ديگر و شخصيتهاي سياسي نيز از لحن حماسي بهره جسته است.


كليدواژهها: لحن، تاريخ بيهقي، زبان، لحن حماسي، نثر تاريخي، قرن پنجم

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات بخش ادبيات حماسي مراجعه شود.

زمان ارسال 9:34 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 403- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

كه مازندران شهر ما در كجاست؟

  حسين حقيقي

چكيده

ابهام در زمان و مكان يكي از ويژگيهاي منظومههاي حماسي است و دليلش نيز آن است كه هر چه صراحت زمان و مكان بيشتر باشد، وقايع اساطيري شكل داستان تاريخي به خود گرفته و با نزديك شدن به تاريخ، از ارزش حماسي آنها كاسته ميشود. اين ابهام اغلب موجب بروز مشكلاتي در تعيين مصداقها و نيز موجب جابهجاييهاي تاريخي و جغرافيايي و حتي جابهجا شدن نام شهرها ميشود و پژوهش در جغرافياي اساطيري را دشوار مينمايد. يكي از اين موارد مبهم مازندران است و بسياري به اشتباه مازندران مذكور در شاهنامه را همين مازندران كنوني تصور ميكنند. در اين پژوهش سعي بر آن است تا با بررسي در شاهنامه و برخي منابع تاريخي و جغرافيايي، اين مطلب روشن شود كه منظور از مازندراني كه در شاهنامه آمده، چه منطقهاي است.

كليدواژهها: مازندران، شاهنامه، جغرافياي اساطيري


براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات بخش ادبيات حماسي مراجعه شود.

زمان ارسال 9:17 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 402- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

سه گانی  -  قالب جدید شعر فارسی

 احمد رضا صیادی - سیده زهرا شریفی

چکیده

ادبیات هر قومی در طول حیاتش، متناسب با اقتضائات جامعه و نیازهای مردم، متحوّل میشود. بالطّبع، ادبیّات فارسی نیز از این مقوله مستثنی نیست؛ چنانکه از سال ۱۳۰۱ (هـ . ش.) با انتشار «افسانه» نیما، برگ تازهای در ادبیّات ما ورق خورد و مقدّمات تغییرات ظاهری (فرمیک) و مفهومی فراهم گردید که امروزه قالب «سهگانی» از نوباوههای درخت گشن و پربرگوبار آن است. سه گانی قالبی کاملاً ایرانی است که علیرضا فولادی آنرا اختراع کرده است و از نظر فرم (شکل) در دو قالب نیمایی و کلاسیک سروده میشود؛ به گونهای که در نیمایی آن، شاعر ملزم به آوردن قافیه نیست امّا در قالب کلاسیک قافیه در مصراع اول و سوم یا دوم و سوم و گاه هر سه مصراع میآید و بسیاری از شعرا به قوافی مُردَّف اهتمام ویژه دارند.از نظر مفهوم سهگانی بیانگر تجربههای گریزان و سیّال شاعرانه است و برای ثبت لحظههای کوتاه حسی و اندیشگی به کار میرود. از نظر زبان نیز زبانی کاملاً ساده و قابل فهم دارد. این قالب ریشه در سنّت دیرپای شعر فارسی از قبل از اسلام دارد. «خسروانیهای دورة ساسانی» را میتوان «پدربزرگ» این قالب کوتاه معرفی کرد و «نوخسروانی»های زنده یاد مهدی اخوان ثالث (یار تا یاران) را نقطة اتصال آن با خسروانیهای کهن دانست. از نظر فرمی نیز این قالب بین مفردات و چهارگانی (رباعی) قرار میگیرد.

کلید واژهها: خسروانی، هایکو، مفرد، چهارگانی، سه گانی، قالب، مفهوم، زبان

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات بخش ادبيات غنايي مراجعه شود.

زمان ارسال 9:02 صبح | نظرات (0)

مقاله شماره 401- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

سبب تألیف گلشن راز

  محمدکاظم محمدی

چکیده

 موضوع این مقاله، دلایل پیدایش مثنوی تعلیمی عرفانی گلشن راز شیخ محمود شبستری (۷۲۰-۶۸۷) است. همة نظرهای موجود دربارة این موضوع، در شش بند مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه اینکه امیرحسینی هروی، این شیخ بزرگ تصوف، که در خراسان زندگی کرده و پرورش یافتة مکتب سهروردیه بود، میخواست از عقاید عرفای آذربایجان - که در مسائل نظری عرفان تا اندازهای رنگ و بوی دیگری داشت (دیدگاههای تعلیمات وحدت وجود ابنعربی) - اطلاعاتی کاملتر به‌‌دست آورد. بنابراین، پانزده سؤال خود را در قالب پیچیدهترین مسائل تصوف در نامهای به آذربایجان فرستاد. محمود شبستری نیز با توجه به اینکه در آن سامان در مسائل نظری عرفانابنعربی شهرت داشت، به سؤالات او پاسخ گفت و «گلشن راز» را در کوتاهترین زمان ممکن نوشت و بدینوسیله هنگامهای در عالم برانگیخت.

 کلیدواژهها: شیخمحمود شبستری، گلشن راز، سبب تألیف، امیرحسینی هروی، سهروردیه، مکتب ابنعربی

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات بخش ادبيات عرفاني مراجعه شود.

زمان ارسال 8:45 صبح | نظرات (0)

۳۰ مرداد ۱۳۹۶

مقاله شماره 400- فصلنامه شماره 120- بهار 1396

ديرينه‌شناسي گذر از آتش

بهروز عباسي فريدني حصوري

چكيده

 بر آنم كه ديرينهشناسي گذر از آتش را از نظرگاه باورهاي ديني، ملي، تاريخي و حتي اسطورهاي بكاوم و اميد آن ميرود كه در اين جستار، تا حدودي حق مطلب را بستانم و سپس زينههاي آن را بررسم و بازگشايم و اينكه ملتهاي متمدن و بهويژه ايرانيان كهن، هر باوري را كه از آغازينههاي ديني و ملي ناشي ميشد، باستاني، اصيل وگرانسنگ ميدانسته و بيهيچ ظن، بر جاويدان ماندن و استمرار آن پايفشاري مينمودند. بدينسان كه گذر از آتش را نيز يكي از آيينهاي ديني و بهغايت ريشهدار ديده و اين باور اصالتمند را در درازناي تاريخ و در لايههاي پيدا و پنهان متون ديني، تاريخي و حماسي، جريان و بازتاب دادند و عناصري را با عنوان اسطوره در ميان اين جريان اعتقادي آوردند كه آن دليل بر وجود چنين رويكرد باورخاستي است. لازم به يادكرد است كه در گذشته، گذر از آتش را آزموني الهي ميدانستهاند و انساني كه در كانون اتهام و دامن آلودگي بوده، بيگمان به چنين عملي دست مييازيده است تا پالودگي خويش را به اثبات برساند. در ديرينهشناسي اعتقادي كهن، آتش نسبت به آخشيج اربعه از جايگاه بريني برخوردار بوده و حتي در باور مزديسنا، آتشزادة انديشة پاك ايزدي است و خداوند، فروغ آن را از روشنايي به غايت، بيافريده است. بدينسان اين عنصر پالاينده را در قياس با ساير عناصر آخشيج بسيار تأثيرگذارتر ميدانستهاند.


كليدواژهها: ديرينهشناسي، باورشناسي، گذر از آتش، شاهنامه

براي ديدن متن كامل اين مقاله به دسته بندي مقالات، بخش ادبيات حماسي مراجعه شود.

زمان ارسال 8:16 صبح | نظرات (0)