0 - پیام , 0 - نظر

پیوندهای اصلی

دسته بندی مقالات

آرايه هاي ادبي
ادبيات تعليمي
ادبيات جهان
ادبيات حماسي
ادبيات داستاني
ادبيات عرفاني
ادبيات غنايي
ادبيات معاصر
انواع ادبي
تاريخ ادبيات
زبان فارسي
نقد ادبي
و ساير مطالب

بایگانی پیامها

بایگانی سال ۱۳۹۸

مرداد ۱۳۹۸، (۱۴)
تیر ۱۳۹۸، (۱)
خرداد ۱۳۹۸، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۷

مهر ۱۳۹۷، (۱۹)
مرداد ۱۳۹۷، (۲۲)
تیر ۱۳۹۷، (۲)
خرداد ۱۳۹۷، (۱)
اردیبهشت ۱۳۹۷، (۶)
فروردین ۱۳۹۷، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۶

اسفند ۱۳۹۶، (۴)
بهمن ۱۳۹۶، (۷)
دی ۱۳۹۶، (۷)
آذر ۱۳۹۶، (۲)
آبان ۱۳۹۶، (۳)
مهر ۱۳۹۶، (۲)
شهریور ۱۳۹۶، (۸)
مرداد ۱۳۹۶، (۱۰)
تیر ۱۳۹۶، (۷)
خرداد ۱۳۹۶، (۴)
اردیبهشت ۱۳۹۶، (۲)
فروردین ۱۳۹۶، (۱۳)

بایگانی سال ۱۳۹۵

اسفند ۱۳۹۵، (۱۴)
بهمن ۱۳۹۵، (۱۰)
دی ۱۳۹۵، (۱۳)
آذر ۱۳۹۵، (۳)
آبان ۱۳۹۵، (۷)
مرداد ۱۳۹۵، (۹)
تیر ۱۳۹۵، (۵)
خرداد ۱۳۹۵، (۵)

بایگانی سال ۱۳۹۴

آذر ۱۳۹۴، (۱۱)
آبان ۱۳۹۴، (۸)
مهر ۱۳۹۴، (۳)
شهریور ۱۳۹۴، (۴۲)
مرداد ۱۳۹۴، (۲۲)
تیر ۱۳۹۴، (۲۰)
اردیبهشت ۱۳۹۴، (۲)
فروردین ۱۳۹۴، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۳

دی ۱۳۹۳، (۸)
مهر ۱۳۹۳، (۳)
شهریور ۱۳۹۳، (۱۱)
خرداد ۱۳۹۳، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۲

دی ۱۳۹۲، (۲۱)
مرداد ۱۳۹۲، (۱۵)
تیر ۱۳۹۲، (۴۴)
خرداد ۱۳۹۲، (۲)

بایگانی سال ۱۳۹۱

آذر ۱۳۹۱، (۷)
مهر ۱۳۹۱، (۶)
شهریور ۱۳۹۱، (۱۲)
خرداد ۱۳۹۱، (۱۰)

بایگانی سال ۱۳۹۰

اسفند ۱۳۹۰، (۱۱)
آذر ۱۳۹۰، (۴)
آبان ۱۳۹۰، (۲)
مرداد ۱۳۹۰، (۲۰)

فرايند يادگيري انسجام در نوشتار دانش‌آموزان ايراني و فارسي‌آموزان خارجي

رويا زاهدي

كارشناس ارشد آموزش زبان فارسي و دبير ادبيات دبيرستانهاي بسطام

 چكيده

در اين پژوهش، فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان ايراني و خارجي در سه سطح مقدماتي (ابتدايي)، مياني (دورة اول) و پيشرفته (دورة دوم) بررسي ميشود. نمونة آماري تحقيق شامل تعداد 10 زبانآموز خارجي مشغول به يادگيري زبان فارسي در مركز آموزش زبان فارسي دانشگاه فردوسي مشهد از هر كدام از سطوح مقدماتي، مياني و پيشرفته و 10 دانشآموز فارسيزبان از هر كدام از سطوح ابتدايي، دورة اول و دورة دوم شاهرود و بسطام بوده و در مجموع، 60 فارسيآموز را شامل شده است. روش انتخاب نمونه، نمونهگيري تصادفي بوده است. سپس با استفاده از آزمون تحليل واريانس چندمتغيره، تفاوت ميان سه سطح مقدماتي، مياني و پيشرفته در انسجام نوشتاري فارسي بررسي و با هم مقايسه شده است. نتايج تحقيق نشان داد كه بين انسجام دستوري از سطح مقدماتي به سطح پيشرفته افزايش قابل توجهي وجود دارد. همچنين، تفاوت معناداري در انسجام واژگاني و ربطي زبانآموزان مقدماتي، مياني و پيشرفته از سطح مقدماتي به سطح پيشرفته وجود ندارد.

 كليدواژهها: انسجام، انسجام واژگاني، انسجام دستوري، انسجام پيوندي (ربطي)، دانشآموزان ايراني و فارسيآموزان خارجي، يادگيري، نوشتار

 

مقدمه

در پژوهش حاضر برآنيم تا فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان ايراني و خارجي را مورد بررسي و تحليل قرار دهيم. از ديدگاه زبانشناسيِ نظاممندِ نقشگرا، انسجام، ارتباط داخلي موجود ميان بخشهاي گوناگون جمله را توسعه ميدهد و همچنين رابطههاي بيروني بين يك جمله و جملة ديگر از همان متن را روشن ميكند.

انسجام در نوشتار، اساساً يكي از ضرورتهاي متني به شمار ميرود و اغلب فارسيآموزان با چنين چالشي مواجه هستند. هدف اين پژوهش استفاده از نظريات مايكل هليدي1 و رقيه حسن2 (از جمله زبانشناسان نقشگرا) در خصوص روابط بين جملهاي متن با عنوان انسجام متني است.

 

بيان مسئله

هر متني بايد ويژگي اصلي انسجام را داشته باشد. در واقع ابزار اصلي تشخيص متن از غيرمتن، به ويژه متن نوشتاري، ابزار انسجام و داشتن هماهنگي انسجامي است. مايكل هليدي و رقيه حسن از جمله زبانشناسان نقشگرايي هستند كه در پژوهشهاي خود به روابط بينجملهاي متن با عنوان انسجام متني پرداختهاند. «براساس نظرية آنها ممكن است درجة انسجام متن كم يا زياد باشد، ولي يك گفتار، زماني متن ناميده ميشود كه هم انسجام صوري و هم پيوستگي معنايي داشته باشد».

 

ضرورت اجراي تحقيق

انسجام مفهومي، معنايي است كه به روابط معنايي موجود در متن اشاره ميكند و عملكرد آن، ارتباط يك بخش از متن با ديگر بخشهاي آن است. كشف اين ارتباط معنايي جهت تفسير يك متن بسيار ضروري است. آنچه متن را يكپارچه و از نوشتههاي پراكنده متمايز ميسازد، انسجام است. از آنجايي كه تحقيقات علمي اندكي در زمينة آموزش انسجام صورت گرفته، لازم است در زمينههاي گوناگون، اعم از آموزش واژه و تهيه و تدوين متنهاي درسي، تحقيقي و بررسي بيشتري صورت پذيرد، پس بايد كتابها و منابعي براساس روشهاي علمي جديد تهيه شود و در اختيار دانشآموزان قرار گيرد.

 

اهداف پژوهش

1. بررسي و شناخت انگيزة فارسيآموزان از يادگيري زبان فارسي؛

2. آشنايي با روشها و رويكردهاي مختلف آموزش زبان خارجي؛

3. شناسايي سبك و شيوة يادگيري هر كدام از فارسيآموزان؛

4. يافتن بهترين روش يادگيري و آموزش زبان فارسي.

 

سؤالات تحقيق

به منظور نيل به اهداف تحقيق، سؤالاتي به شرح زير تدوين گرديده است:

1. فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان سطح مقدماتي (ابتدايي) چگونه است؟

2. فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان سطح مياني (دورة اول) چگونه است؟

3. فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان سطح پيشرفته (دورة دوم) چگونه است؟

 

پيشينة پژوهش

فصل حاضر به ادبيات و پيشينة مطالعاتي در زمينه انسجام ميپردازد. در حوزة انسجام، مقالات، پاياننامهها و تحقيقات فراواني صورت گرفته است. در اين فصل به بررسي و معرفي آثار و تحقيقات انجام شده در اين حوزه ميپردازيم.

محرابي ساري و دبير مقدم (1393)  به بررسي روند رشد كاربرد ابزار انسجام دستوري در كودكان فارسيزبان پرداختند. اين پژوهش نشان داد كه اولاً كودكان در هر سه گروه سني قادر به استفادة صحيح ابزارهاي انسجام دستوري به منظور سازماندهي داستانهاي خود هستند. ثانياً تمامي گروههاي سني از ميان زيرمجموعههاي انسجام دستوري در هر دو آزمون بيشتر تمايل به كاربرد ارجاع دارند.

رستمبيك تفرشي و همكاران (1394) به بررسي و تحليل رشد ابزار انسجام واژگاني در گفتمان نوشتاري دانشآموزان فارسيزبان پرداختند. يافتههاي پژوهش آنها نشان ميدهد كه با هَمايي در هر سه پاية تحصيلي پربسامدترين و شمول و جزءواژگي، كمبسامدترين ابزار هستند. درصد رخداد تكرار نسبت به ساير ابزارهاي انسجام واژگاني از پاية چهارم تا ششم سير نزولي و جزءواژگي و شمول از پاية چهارم تا ششم سير صعودي دارد. باهمايي در پاية چهارم كمترين درصد رخداد را دارد، بنابراين با بالا رفتن پاية تحصيلي (سن)، ابزار انسجام واژگاني بيشتر و پيچيدهتري در گفتمان نوشتاري دانشآموزان ديده ميشود.

فكته (1997) در پژوهشي به مطالعة چگونگي ايجاد انسجام توسط كودكان 4-8 ساله و نيز بزرگسالان در متنهاي روايي از طريق راهبردهاي متفاوت پرداخته است. نتايج پژوهش وي نشان ميدهد كه هر چند فهرست ساختارهاي زباني در متنهاي روايي كودكان و بزرگسالان تا حدودي مشابه است، اما صورتهاي زباني براي تحقق كاركردهاي گفتماني نسبتاً متفاوت است.

وينگ (2002) در پژوهشي پيرامون كودكان 4-10 ساله نشان داد سن و ابزار استخراج داستان تأثير بسزايي در كاربرد حروف ربط بهعنوان يكي از ابزارهاي انسجامي دارد و يافتة ديگر اين پژوهش اين است كه سن نسبت به ابزار استخراج داستان، عامل مهمتري در كاربرد اين حروف است.

 

انسجام

انسجام در لغت به معناي يكپارچگي و استواري است و اصطلاحاً خصوصيتي در نوشته است كه سبب ميشود اجزاي تشكيلدهندة آن به يكديگر پيوسته باشند. انسجام در جمله از ارتباط منطقي ميان كلمهها و عبارتها و نظم ميان جملهها بهوجود ميآيد.

هليدي و حسن، پنج نوع ابزار انسجام بخشي را در زبان انگليسي شناسايي و معرفي ميكنند كه ميتوان آنها را در ذيل سه مقولة كلان طبقهبندي كرد: انسجام دستوري، انسجام واژگاني و انسجام ربطي. انسجام دستوري شامل ارجاع، جايگزيني و حذف است. انسجام واژگاني نيز به واسطة شيوههاي متعدد بهكارگيري واژههاي زباني حاصل ميشود و شامل تكرار، باهمايي و شمول معنايي است.

انسجام ربطي نيز كه تقريباً در مرز ميان انسجام دستوري و واژگاني قرار دارد به واسطة استفاده از حروف ربط حاصل ميشود و شامل حروف ربط افزايشي يا اضافهاي، خلاف انتظار، سببي، زماني و اشارهاي است. در ادامه به معرفي مختصر هر يك از ابزارها ميپردازيم.

 

روش تحليل انسجام

براي نشان دادن انسجام در يك متن، انجام دادن مراحل زير به ترتيب ضروري است:

الف) تقسيم كردن متن به بندهاي1 تشكيلدهنده؛

ب) نوشتن واژههاي موجود در هر بند بدون در نظر گرفتن حروف ربط، اضافه و .... به صورت جداگانه؛

ج) يافتن عوامل انسجام واژگاني و دستوري در متن از ميان واژههاي نوشته شده كل نمونهها؛

د) قرار دادن اين عوامل در زنجيرههايي با عنوانهاي يكساني و شباهت و محاسبة نمونههاي شركتكننده در اين زنجيرهها (نمونههاي مرتبط)؛

هـ) محاسبة درجة انسجام متن و محاسبة درصد نمونههاي مرتبط نسبت به كل نمونهها.

 

عوامل انسجام دستوري

1. ارجاع

از نظر هيلدي و حسن، عناصري در متن وجود دارند كه تحت تأثير عناصر ديگرند. از جملة اين عناصر، ضماير هستند. ضماير به وسيلة مرجعهاي خود تفسير ميشوند. مرجع ضمير ممكن است در متن وجود داشته باشد و گاهي اوقات نيز ممكن است در متن وجود نداشته باشد. با توجه به بود يا نبود كلمة مرجع، ارجاع به دو طريق صورت ميگيرد: ارجاع برونمتني و ارجاع درونمتني. ارجاع درونمتني به دو شكل ارجاع به ماقبل و ارجاع به مابعد است.

مثال: احمد هر روز به مدرسه ميرفت و او خوب تلاش ميكرد. (مرجع ضمير او احمد است)

 

2. جانشيني

جانشيني، يكي ديگر از عوامل و ابزارهاي انسجام متن است. منظور از جانشيني، قرار گرفتن يك عنصر زباني به جاي عنصر زباني ديگر است، يعني ممكن است كه كلمه يا عبارتي جانشين كلمه، عبارت يا يك بند يا پاره متن در متن شود.

مثال: علي سيب را برداشت و خورد و ديگري را دوستش (سطح مقدماتي). در اين مثال، ديگري جانشين واژة سيب شده است كه جانشين اسمي است.

 

3. حذف

هليدي و رقيه حسن، حذف را پديدهاي نحوي ميدانند. حذف روشي براي جلوگيري از اجتناب از حشو در كلام است. از نظر آنان، عنصر محذوف از كلام و ساختار متن، ردپايي از خود به جا ميگذارد تا خواننده سعي كند به كمك اطلاعات حاصل از ساير بخشهاي متن، عنصر يا عناصر حذف شده را دريابد، بنابراين مطلب حذف شده (به هر طريقِ لفظي، معنوي) قابل فهم است.

مثال: اگر لحظاتي فكر كنيم كه جنبههاي فراواني مخصوص زندگي بشر، علم بر آن تأثير مهم داشته [است] و به سمت آينده، اثر او فاحش است (سطح پيشرفته).

 

عوامل انسجام واژگاني

1. تكرار

اين رابطه هنگامي رخ ميدهد كه واژههايي در متن عيناً تكرار شده باشد. به عبارت دقيقتر، بين دو واژه نه از نظر آوايي و نه از نظر معنايي تفاوتي نباشد. به همين دليل است كه ميگوييم تكرار هم يك رابطة آوايي و هم معنايي است (كاتينگ 2001: 13).

مثال: من علي هستم. من هر روز صبح ورزش ميكنم. من ساعت ده صبحانه ميخورم. من ساعت دوازده ظهر به مسجد ميروم. (سطح مقدماتي)

 

2. هممعنايي

دو واژه را كه بتوانند در يك بافت جايگزين هم شوند، بيآنكه در معناي جملة مربوطه تفاوت قابل ملاحظهاي پيدا شود، هممعنا ميگوييم. ميدانيم كه هممعنايي مطلق وجود ندارد و دو واژه هيچگاه در تمام كاربردهاي خود يكسان نيستند و حداقل از نظر سبكي با هم تفاوت دارند.

مثال: گلهاي ميدانهاي شاهرود بسيار زيبا و قشنگ است (سطح مياني).

 

3. تضاد معنايي

در رابطة تضاد معنايي، واژهها يا واحدهاي واژگاني معناهاي متضادي با يكديگر دارند.

مثال: ما خرگوشها ضعيف هستيم ولي فيلها قوي هستند (سطح مياني).

 

4. شمول معنايي

شمول معنايي، رابطهاي است كه ميان يك طبقة عام و زيرطبقههاي آن بهوجود ميآيد. اين رابطه هنگامي بين دو واژه برقرار ميشود كه مؤلفههاي معنايي يكي از آنها زيرمجموعه مؤلفههاي معنايي ديگر باشد.

مثال: ايران مثل لبنان چهار فصل دارد زمستان و پاييز و تابستان و بهار (سطح مقدماتي).

 

عوامل انسجام پيوندي (ادات ربط)

1. اضافهاي

اين نوع رابطة معنايي وقتي برقرار ميشود كه جملهاي دربارة محتواي جملههاي قبلي در متن مطلبي را اضافه كند. اين جملههاي اضافي ميتواند جنبة توضيحي، تمثيلي و مقايسهاي داشته باشد (لطفيپور ساعدي، 1385: 114)، مانندِ و، به علاوه، در ضمن، مضافاً، همچنين، نيز، گذشته از اين، علاوه بر آن و نظاير آنها.

مثال: من از روز يكشنبه تا چهارشنبه به مدرسه ميروم و درسهايم را مطالعه ميكنم و كمي با دوستانم بازي ميكنم و بعد براي استراحت ميخوابم (سطح مقدماتي).

 

2. خلاف انتظار

اين نوع رابطة معنايي هنگامي برقرار ميشود كه محتواي يك جمله خلاف انتظاراتي باشد كه جمله ماقبل آن نسبت به موقعيت متكلم و مخاطب به وجود ميآورد (لطفيپور ساعدي، 1385: 115). مانند ولي، اما، يا، به جاي آن، با اين حال، با وجود اين، از طرف ديگر، در عوض، با اين همه، در مقابل و غير آنها.

مثال: انسانها از فناوري بيشتر استفاده خواهند كرد و به فضا مسافرت ميكنند اما مهرباني آنها كم ميشود (سطح پيشرفته).

 

3. سببي

اين رابطة معنايي ميان جملهها هنگامي برقرار ميشود كه رويداد فعل يك جمله با رويداد جملههاي ديگر ارتباط سببي و عِلّي داشته باشد. اين ارتباط شامل روابط علت، نتيجه، هدف و شرط ميشود (لطفيپور ساعدي، 115: 1385).

مانند زيرا، براي اينكه، بنابراين، به اين ترتيب، لذا، به علت، به خاطر، از آنجايي كه، چون، تنها، پس، در نتيجه، بدين طريق و غير آنها.

مثال: ما بايد در كشورمان بمانيم زيرا خدمت به هموطنان بسيار ارزشمند است (سطح مياني).

 

4. زماني

اين رابطه موقعي بين دو جمله برقرار ميشود كه يك نوع توالي زماني ميان رويدادهاي آن دو جمله برقرار باشد (لطفيپور ساعدي، 1385: 115)، مثال: وقتي كه، سپس، قبل از، تا، پس از، از، در حاليكه، هنگاميكه، به محض، فوراً، بعداً، هر وقتي كه و نظاير آنها.

مثال: من در لبنان بودم، دو ماه قبل به ايران آمدم (سطح مياني).

در اين پژوهش ابتدا به توصيف متغيرها و آمار توصيفي تحقيق پرداخته ميشود و متغيرها از نظر ميانگين، فراواني، واريانس و ساير شاخصهاي پراكندگي مورد مقايسه و بررسي قرار مي‌‌گيرند. در ادامه، آمار استنباطي متغيرها ارائه ميشود كه شامل بررسي فرض نرمال بودن توزيع دادهها، آزمونهاي همبستگي متغيرهاست. در ادامه، با استفاده از آزمون تحليل واريانس چند متغيره به بررسي و مقايسة سطح انسجام در نوشتار فارسيآموزان در سه سطح مقدماتي، مياني و پيشرفته ميپردازيم و نتايج آن ارائه ميگردد.

 

نتايج آزمون همبستگي براي كلية متغيرها

 از تحليل دادهها و نتايج آزمون فرضيهها نتايج زير گرفته شد:

همبستگي مناسبي ميان فاكتورهاي انسجام دستوري با يكديگر مشاهده نميشود (سطح معناداري بالاي 05/0)، بنابراين ميتوان چنين نتيجهگيري نمود كه هر كدام از اين فاكتورها به صورت مستقل از يكديگر و بدون تأثيرگذاري بر ساير فاكتورها بر انسجام دستوري در فارسيآموزان سطوح مختلف مقدماتي، مياني و پيشرفته اثرگذار هستند.

 

مطابق با نتايج حاصل از سؤال اول

فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان سطح مقدماتي چگونه است؟

 

 

الف) انسجام دستوري

اول: ارجاع شخصي در متون فارسيآموزان سطح مقدماتي داراي بيشترين تعداد استفاده (M=6/117) و ارجاع حرف تعريف داراي كمترين ميزان استفاده (M=1/000) بود.

دوم: ارجاع شخصي داراي بيشترين دامنه تغييرات (r=9) بين 2 تا 11 بار تكرار در متون فارسيآموزان سطح مقدماتي بود. همچنين بيشترين تعداد استفاده در متون اين دسته از فارسيآموزان را نيز شامل ميشد.

سوم: ارجاع حرف تعريف كمكاربردترين فاكتور در ميان فاكتورهاي انسجام دستوري در ميان فارسيآموزان سطح مقدماتي بود (n=1).

براساس نتایج بهدست آمدة فوق، میتوان چنین نتیجهگیری نمود که فرایند یادگیری انسجام در میان فارسیآموزان سطح مقدماتی با یادگیری ارجاعات شخصی در نوشتار آنها آغاز میشود که دارای بیشترین میزان اهمیت و تکرار در نوشتار آنهاست. همچنین ارجاع حرف تعریف، حذف، ارجاع اشاره و ارجاع مقایسه، به ترتیب کمکاربردترین و ضعیفترین حیطههای انسجام دستوری در میان این دسته از فارسیآموزان بودند، که باید مورد توجه بیشتری قرار گیرند.

 

ب) انسجام واژگانی

برای بررسی انسجام واژگانی در فارسیآموزان سطح مقدماتی از دو فاکتور (تکرار و شمول معنایی) استفاده شد. نتایج بهدست آمده نشان داد که فارسیآموزان سطح مقدماتی حدود شش برابر بیشتر از فاکتور تکرار نسبت به فاکتور شمول معنایی (بهعنوان فاکتورهای انسجام واژگانی) در متون خود استفاده کردند و به آن تسلط دارند، بنابراین برای افزایش انسجام واژگانی در نوشتار فارسیآموزان سطح مقدماتی باید بیشتر به آموزش شمول معنایی به آنها تمرکز گردد.

 

 

ج) انسجام پیوندی (ربطی)

برای بررسی انسجام پیوندی (ربطی) در متون فارسیآموزان سطح مقدماتی از فاکتور (انواع حروف ربط) استفاده گردید. براساس نتایج فوق میتوان چنین نتیجهگیری نمود که فارسیآموزان سطح مقدماتی از ربط زمانی و ربط اضافی بهترتیب به عنوان پرکاربردترین عوامل انسجام پیوندی (ربطی) در نوشتار خود استفاده میکنند. در عین حال، ربط سببی، ربط خلاف انتظار و ربط اشاره نیز به ترتیب دارای کمترین میزان و تعداد دفعات استفاده هستند و برای افزایش انسجام ربطی (پیوندی) در نوشتار این دسته از فارسیآموزان لازم است بر آموزش این فاکتورها تأکید و توجه بیشتری شود.

 

مطابق با نتايج حاصل از سؤال دوم

فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان سطح مياني چگونه است؟

 

 

الف) انسجام دستوري

اول: ارجاع شخصي در متون فارسيآموزان سطح مياني داراي بيشترين تعداد استفاده (M=12/750) و ارجاع حرف تعريف داراي كمترين ميزان استفاده (M=1/250) بود.

دوم: ارجاع شخصي داراي بيشترين دامنة تغييرات (33=r) بين 3 تا 36 بار تكرار در متون فارسيآموزان سطح مياني بود. همچنین بیشترین تعداد استفاده در متون این دسته از فارسیآموزان را نیز شامل میشد.

سوم: ارجاع حرف تعریف کم کاربردترین فاکتور در میان فاکتورهای انسجام دستوری در میان فارسیآموزان سطح میانی بود.

براساس نتايج بهدست آمده فوق ميتوان چنين نتيجهگيري نمود كه فرايند يادگيري انسجام در ميان فارسيآموزان سطح مياني فارسيآموزان سطح مقدماتي با يادگيري ارجاعات شخصي در نوشتار آنها آغاز ميشود كه داراي بيشترين ميزان اهميت و تكرار در نوشتار آنهاست.

همچنين ارجاع حرف تعريف، حذف، ارجاع مقايسه و ارجاع اشاره به ترتيب كمكاربردترين و ضعيفترين حيطههاي انسجام دستوري در ميان اين دسته از فارسيآموزان بودند كه نشاندهندة استفاده بيشتر اين دسته از فارسيآموزان از ارجاع اشاره در مقايسه با سطح مقدماتي بوده است و بايد اين فاكتورها مورد توجه بيشتري قرار گيرند.

در مجموع نتايج بهدست آمده ( به جز يك مورد) هيچگونه تفاوت قابل توجهي را در استفاده فارسيآموزان سطح مياني از فاكتورهاي انسجام دستوري نسبت به فارسيآموزان سطح مقدماتي نشان نداد. اما در عوض كيفيت استفاده از ارجاعات، جانشيني و حذف در نوشتار  اين دسته از فارسيآموزان افزايش قابل توجهي يافته بود.

 

ب) انسجام واژگاني

براي بررسي انسجام واژگاني در فارسيآموزان سطح مياني از دو فاكتور (تكرار و شمول معنايي) استفاده شد. نتايج بهدست آمده نشان داد كه فارسيآموزان سطح مياني بيش از شش برابر بيشتر از فاكتور تكرار نسبت به فاكتور شمول معنايي (بهعنوان فاكتورهاي انسجام واژگاني) در متون خود استفاده كردهاند و به آن تسلط دارند. اين نتايج تقريباً با نتايج فارسيآموزان سطح مقدماتي مشابه است. بنابراين براي افزايش انسجام واژگاني در نوشتار فارسيآموزان سطح مياني بايد بيشتر به آموزش شمول معنايي به آنها  تمركز گردد.

با وجود آنكه شرايط استفاده از فاكتورهاي انسجام واژگاني در فارسيآموزان سطح مياني از نظر كمّيت، تغيير معناداري با فارسيآموزان سطح مقدماتي نشان نداد، اما از نظر كيفي تفاوت معنادار و قابل توجهي ميان كيفيت تكرارها و شمول معنايي بهكار رفته توسط فارسيآموزان سطح مياني مشاهده گرديد.

 

ج) انسجام پيوندي (ربطي)

براي بررسي انسجام پيوندي (ربطي) در متون فارسيآموزان سطح مياني از فاكتور «انواع حروف ربط» استفاده گرديد. براساس نتايج فوق ميتوان چنين نتيجهگيري نمود كه فارسيآموزان سطح مياني نيز تقريبا همانند فارسيآموزان سطح مقدماتي از ربط اضافي و ربط زماني، به ترتيب بهعنوان پركاربردترين عوامل انسجام پيوندي (ربطي) در نوشتار خود استفاده ميكنند. در عين حال، ربط اشاره، ربط سببي و ربط خلاف انتظار، به ترتيب داراي كمترين ميزان و تعداد دفعات استفاده هستند. براي افزايش انسجام ربطي (پيوندي) در نوشتار اين دسته از فارسيآموزان لازم است بر آموزش اين فاكتورها تأكيد و توجه بيشتري شود.

 

مطابق با نتايج حاصل از سؤال سوم

فرايند يادگيري انسجام در نوشتار فارسيآموزان سطح پيشرفته چگونه است؟

 

الف) انسجام دستوري

اول: ارجاع شخصي در متون فارسيآموزان خارجي سطح پيشرفته داراي بيشترين تعداد استفاده (M=8/50) و ارجاع حرف تعريف داراي كمترين ميزان استفاده (M=1/166) بود.

دوم: ارجاع شخصي داراي بيشترين دامنة تغييرات (r=41) بين 2 تا 43 بار تكرار در متون فارسيآموزان سطح پيشرفته بود. همچنين بيشترين تعداد استفاده در متون اين دسته از فارسيآموزان را نيز شامل ميشد.

سوم: ارجاع حرف تعريف كم كاربردترين فاكتور در ميان فاكتورهاي انسجام دستوري در ميان فارسيآموزان سطح پيشرفته بود.

براساس نتايج بهدست آمدة فوق ميتوان چنين نتيجهگيري نمود كه فرايند يادگيري انسجام در ميان فارسيآموزان سطح پيشرفته با استفاده ارجاعات شخصي آموزش داده شده به آنها در نوشتار تكميل ميشود كه داراي بيشترين ميزان اهميت و تكرار در نوشتار آنهاست. همچنين استفاده از ارجاع اشاره و حذف در اين دسته از فارسيآموزان بهطور قابل توجهي نسبت به دو دسته ديگر (مقدماتي و مياني)، هم به لحاظ كمّي و هم كيفي افزايش نشان داد كه حاكي از انسجام بيشتر در نوشتار اين دسته از فارسيآموزان در مقايسه با دو گروه پيشين بود.

 

ب) انسجام واژگاني

براي بررسي انسجام واژگاني در فارسيآموزان سطح پيشرفته از دو فاكتور (تكرار و شمول معنايي) استفاده شد. نتايج بهدست آمده نشان داد كه فارسيآموزان سطح پيشرفته بيش از 11 برابر بيشتر از فاكتور تكرار نسبت به فاكتور شمول معنايي (بهعنوان فاكتورهاي انسجام واژگاني) در متون خود استفاده كردهاند و به آن تسلط دارند. فاكتور تكرار كماكان بهعنوان محبوبترين فاكتور انسجام واژگاني براي اين دسته از فارسيآموزان (همانند دو دستة قبل) محسوب ميشود، بنابراين براي افزايش انسجام واژگاني در نوشتار فارسيآموزان سطح پيشرفته بايد بيشتر به آموزش شمول معنايي به آنها تمركز گردد.

 

ج) انسجام پيوندي (ربطي)

براي بررسي انسجام پيوندي (ربطي) در متون فارسيآموزان سطح پيشرفته از فاكتور «انواع حروف ربط» استفاده گرديد. براساس نتايج فوق ميتوان چنين نتيجهگيري نمود كه فارسيآموزان سطح پيشرفته همانند فارسيآموزان سطح مياني از ربط اضافي و ربط زماني، به ترتيب بهعنوان پركاربردترين عوامل انسجام پيوندي (ربطي) در نوشتار خود استفاده مي‌‌كنند. در عين حال، ربط سببي و ربط خلاف انتظار نيز به ترتيب داراي كمترين ميزان و تعداد دفعات استفاده هستند. اما كيفيت و كمّيت استفاده از اين دو فاكتور در فارسيآموزان پيشرفته بسيار بيشتر و بهتر از فارسيآموزان مقدماتي و مياني بود. براي افزايش انسجام ربطي (پيوندي) در نوشتار اين دسته از فارسيآموزان لازم است بر آموزش اين دو فاكتور تأكيد و توجه بيشتري شود.

 

 

منابع

1. ابوالقاسمي، محسن (1373)، تاريخ زبان فارسي،  تهران: انتشارات سمت.

2. ابوالحسني چيمه، زهرا (1392)، تأليف كتاب درسي آموزش زبان فارسي با تأكيد بر آموزش تلفظ. فصلنامة عملي پژوهشي پژوهش و نگارش، شمارة 28: 61- 36.

3. باباحسين پورقزويني، نفيسه (1393)، كيفيت انسجام متن در اشعار روايي كودكانه و بزرگسالانه احمد شاملو بر مبناي نظريه هليدي. پاياننامه منتشر شده، كارشناسي ارشد، دانشگاه بينالمللي امام خميني (ره)، قزوين، دانشكده ادبيات و علوم انساني.

4. پاكراه، اعظم (1393)، مقايسة انسجام در متون علمي و ادبي با كاربست آن در سه اثر از سيروس شميسا، پاياننامه منتشر شده، كارشناسي ارشد، دانشگاه سمنان، دانشكده علوم انساني.

5. تفويضي، فريبا (1387)، رويكرد آموزش همزمان مهارتها در آموزش زبان فارسي به غيرفارسيزبانان، همايش آموزش زبان فارسي به غير فارسيزبانان.

6. حسيني معصوم، محمد (1384)، بررسي تطبيقي ارجاع به عنوان ابزار انسجام متن در فارسي و انگليسي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.

7. خديوي، اسدالله (1388)، دوزبانگي: مفاهيم، تمايزات و امتيازات شناختي، ماهنامة پژوهشي آموزشي (ويژهنامة دو زبانگي)، شمارة 199: 16-13.

8. رحيمزاده، سميه (1394)، بررسي انسجام سورة مؤمنون براساس نظرية هاليدي و حسن، پاياننامة منتشر شده، كارشناسي ارشد، دانشگاه الزهرا (س)، دانشكدة زبان و ادبيات فارسي.

9. رستم بيك تفرشي، آتوسا؛ امين حاجي رضايي؛ سيد مصطفي عاصي؛ مهسا پهلوانزاده، بررسي و تحليل رشد ابزار انسجام واژگاني در گفتمان نوشتاري دانشآموزان فارسيزبان، (آماده انتشار)

10. رمضاني واسوكلايي، احمد (1390)، مقايسه كاربرد ابزارهاي انسجام در گفتار نوشتاري دانشآموزان عادي و دانشآموزان داراي اختلالات يادگيري شهر تهران، رسالة دكتراي رشته زبانشناسي همگاني، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.

11. زارع، الهام (1388)، مطالعة عوامل انسجام فارسي در متون كشاورزي دانشگاهي. دانشگاه پيام نور (وزارت علوم، تحقيقات، و فناوري)- مركز پيام نور تهران، دانشكدة ادبيات و علوم انساني.

12. عارفنژاد، سعيد (1388)، اهميت زبان مادري در تعليم و تربيت كودكان دو زبانه، ماهنامة پژوهشي آموزشي (ويژهنامه دوزبانگي)، شمارة 199، صص 20- 23.

13. عرباني دانا، علي؛ ابراهيم رضاپور؛ كيومرث جهانگردي (1394)، بررسي تحليل انسجام در متون كتابهاي فارسي دبستان دانشآموزان كمتوان ذهني براساس مدل هليدي و حسن قوامي.

14. لاهيج، سارانا؛ عليانا قوامي لاهيج (1388)، بررسي نظريهها و عوامل مؤثر بر دوزبانگي، ماهنامة پژوهشي آموزشي (ويژهنامة دوزبانگي)، شمارة 199: 27-23.

15. كلانتري رضا (1388)، دوزبانگي در قرن 21، ماهنامة پژوهشي آموزشي (ويژهنامة دوزبانگي)، شمارة 199: 44-42.

16. كلانتري، رضا (1388)، برتري فرهنگ و زبان اكثريت بر اقليت: بررسي نظريهها و عوامل مؤثر بر دوزبانگي، ماهنامة پژوهشي آموزشي (ويژهنامة دوزبانگي)، شمارة 199، صص 27- 31.

17. محرابي ساري، ايران؛ محمد دبير مقدم (1393)، بررسي روند رشد كاربرد ابزار انسجام دستوري در كودكان فارسيزبان، مجلة زبانشناسي و گويشهاي خراسان، دانشگاه فردوسي مشهد، علمي - پژوهشي، شمارة پياپي 10- 1393.

18. نعيمايي عالي، شفيع (1387)، آموزش زبان فارسي به روش پاسخ فيزيكي كامل، چكيده مقالات چاپ شده در همايش آموزش زبان فارسي به غيرفارسيزبانان.

19. نوروزي، حامد؛ غلامحسين غلامحسينزاده (1388)، نقش عوامل ربط زماني در انسجام، كاوشنامه، سال 10، شمارة 19، صص 122- 97.

ارسال شده در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۸ - 8:23 صبح

نظرات

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظرات

عنوان:  
نام:  
آدرس الکترونیکی:
زبان:
توضیح:  
لطفا متن مقابل را در زیر وارد کنید
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)