0 - پیام , 0 - نظر

پیوندهای اصلی

دسته بندی مقالات

آرايه هاي ادبي
ادبيات تعليمي
ادبيات جهان
ادبيات حماسي
ادبيات داستاني
ادبيات عرفاني
ادبيات غنايي
ادبيات معاصر
انواع ادبي
تاريخ ادبيات
زبان فارسي
نقد ادبي
و ساير مطالب

بایگانی پیامها

بایگانی سال ۱۳۹۸

مرداد ۱۳۹۸، (۱۴)
تیر ۱۳۹۸، (۱)
خرداد ۱۳۹۸، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۷

مهر ۱۳۹۷، (۱۹)
مرداد ۱۳۹۷، (۲۲)
تیر ۱۳۹۷، (۲)
خرداد ۱۳۹۷، (۱)
اردیبهشت ۱۳۹۷، (۶)
فروردین ۱۳۹۷، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۶

اسفند ۱۳۹۶، (۴)
بهمن ۱۳۹۶، (۷)
دی ۱۳۹۶، (۷)
آذر ۱۳۹۶، (۲)
آبان ۱۳۹۶، (۳)
مهر ۱۳۹۶، (۲)
شهریور ۱۳۹۶، (۸)
مرداد ۱۳۹۶، (۱۰)
تیر ۱۳۹۶، (۷)
خرداد ۱۳۹۶، (۴)
اردیبهشت ۱۳۹۶، (۲)
فروردین ۱۳۹۶، (۱۳)

بایگانی سال ۱۳۹۵

اسفند ۱۳۹۵، (۱۴)
بهمن ۱۳۹۵، (۱۰)
دی ۱۳۹۵، (۱۳)
آذر ۱۳۹۵، (۳)
آبان ۱۳۹۵، (۷)
مرداد ۱۳۹۵، (۹)
تیر ۱۳۹۵، (۵)
خرداد ۱۳۹۵، (۵)

بایگانی سال ۱۳۹۴

آذر ۱۳۹۴، (۱۱)
آبان ۱۳۹۴، (۸)
مهر ۱۳۹۴، (۳)
شهریور ۱۳۹۴، (۴۲)
مرداد ۱۳۹۴، (۲۲)
تیر ۱۳۹۴، (۲۰)
اردیبهشت ۱۳۹۴، (۲)
فروردین ۱۳۹۴، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۳

دی ۱۳۹۳، (۸)
مهر ۱۳۹۳، (۳)
شهریور ۱۳۹۳، (۱۱)
خرداد ۱۳۹۳، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۲

دی ۱۳۹۲، (۲۱)
مرداد ۱۳۹۲، (۱۵)
تیر ۱۳۹۲، (۴۴)
خرداد ۱۳۹۲، (۲)

بایگانی سال ۱۳۹۱

آذر ۱۳۹۱، (۷)
مهر ۱۳۹۱، (۶)
شهریور ۱۳۹۱، (۱۲)
خرداد ۱۳۹۱، (۱۰)

بایگانی سال ۱۳۹۰

اسفند ۱۳۹۰، (۱۱)
آذر ۱۳۹۰، (۴)
آبان ۱۳۹۰، (۲)
مرداد ۱۳۹۰، (۲۰)

مقایسة سبک‌شناسانه از نوع کارکرد تشبیه درحماسه‌های ملی و حماسه‌های دینی

كرمعلي، قدمياري، استاديار دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه اروميه

حسن، نوروزي، دانشجوي دكتراي زبان و ادبيات فارسي، گرايش حماسي دانشكدة زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اروميه

 

چكيده

سبك و سبكشناسي از مقولههاي مهم پژوهشهاي ادبي در چند دهة اخيرند. تا به حال تعريف جامع و دقيقي از سبك به عمل نيامده است ولي آن را روش خاص براي ادراك و فهم جنبههاي گوناگون يك اثر و گونة ادبي دانستهاند. در ادب فارسي، حماسههاي ملي و ديني بهعنوان دو نوع از حماسههاي شناختهشده، با يكديگر تشابهات و تفاوتهايي دارند. بيشتر ادبا و حماسهشناسان در جستارهاي خود بر اين باورند كه حماسههاي ديني، تالي و پيرو حماسههاي ملي هستند و به تبع آن ها سروده شدهاند. با يك نگاه دقيق و عميق، ميتوان به اين باور رسيد كه رگههاي بسيار عميق و ژرف دين و مذهب در بيشتر حماسههاي ملي، خاصه شاهنامة فردوسي، وجود دارد؛ تا آنجا كه حماسة فردوسي را يك اثر ديني هم دانستهاند. بيان و ذكر وجوه افتراق و تشابه هر دو نوع از حماسههاي مذكور، راهگشاي درك و دريافت و شناخت بيشتر ميتواند باشد. در اين مقاله برآنيم كه با تحليل بياني و ذكر نمونههاي مهم، اين دو نوع حماسه را از نظرگاه سبكشناسي كاركرد تشبيه بررسي كنيم و در آخر به نتيجهاي منطقي در اين باره برسيم. شيوة كار چنين است كه چهار نمونه از هر حماسه را برگزيده و در وهلة اول، آن را به اجمال معرفي كردهايم. سپس، در بحث اصلي تفاوتها و تشابهات هر دو نوع را از نظرگاه مربوط بررسي نمودهايم.

 كليدواژهها: حماسه، حماسة ملي، حماسة ديني، كاركرد، تشبيه

 

مقدمه

نبوغ فرهنگی ملت ایران با شعر حماسی شروع میشود. جایی که یک ملت و قوم برای برپایی ارزشها و سنن و فرهنگ دیرپا و هنجارها و نابهنجاریهای خود میخواهد در برابر فرهنگهای مهاجم، خودی نشان دهد و آمال و اندیشههای استوار و آرزوهای کمالیافتة خود را به منصة ظهور برساند، این، شعر حماسی است که در میان آن ملت ـ ملتی همچون آریایی و ایرانی ـ قوت میگیرد، میبالد و سترگی و شکوه خود را تا قرنها بعد از دست نمیدهد و همچنان پابرجا و استوار باقی میماند.

هر چند که در انواع دیگر شعر (غنایی، تعلیمی، عرفانی و غیر آنها) نیز بلندای آسمان ادب و فرهنگ را درنوردیدهایم، ولی آشکار است که شعر حماسی با جاذبههای منحصربهفرد خود همچنان فضل تقدم داشته و مطنطن و پرتوان بر اریکة فرهنگ و ادب ایران نشسته است.

شاعر در شعر حماسی خود، ایران و تمام وجهههای گوناگون آن را در مینوردد و یافتههای خود را به زبانی ساده و آشکار برای مخاطبان بازگو میکند. در این میان، حماسة ماندگار فردوسی در گرماگرم رزمهای خود، درس عاطفه، عشق، وطن دوستی و زندگی را به خوانندة خود میدهد. بهعبارت دیگر، شنونده را آنچنان در بیان اعجازآمیز خود غرق میگرداند، گویی که مخاطب نیز در تنگاتنگ نبردها، دست به نبرد با بیگانگان مییازد و در حین عشق و مهرورزی نیز، با قهرمانان حادثه همراه و همگام میشود و در نهایت در صحنههای سوزناک، اشکی به نشانة همراهی و همدلی با سراینده و دیگران بر گونه میافشاند و دلتنگ میشود.

در تعریف حماسه به ذکر یک مورد اکتفا میشود و آن اینکه: «حماسه به معنای شجاعت و دلاوری است و در اصطلاح، نوعی ادبی و روایت بلند و غالباً منظومی است با سبکی فاخر، با شکوه و مطنطن با زمینههای قهرمانی که در آن به بیان حوادث فراعادی و اعمال و جنگهای پهلوانان سخن میپردازد (ربیعیان، 1376: 533).

استاد صفا براساس محتوا، حماسه را بر دو نوع «اساطیری و پهلوانی» و «تاریخی» تقسیم میکند و در همین مورد میآورد: «ممکن است موضوع حماسههای تاریخی، زندگی یک یا چند تن از قهرمانان دینی باشد که با توجه به حقایق تاریخی با آمیزش وقایع تاریخی و مطالب داستانی بهوجود آمده باشد. من اینگونه حماسهها را ـ که اتفاقاً نمونههای بسیاری مانند خاوراننامة ابن حسام و حملة حیدری باذل و غیر آنها دارد ـ منظومة حماسی دینی مینامم» (صفا، 1389: 7).

با ذکر این مطلب که حماسه‌‌های دینی را زیرمجموعة حماسههای تاریخی و نوعی از آنها شمردهاند، موضوع مقالة خود را با عنوان «بررسی سبکشناسانه از نوع کارکرد تشبیه آن» پی میگیریم. در ابتدا یادآور میشویم که از حماسههای ملی و دینی، چندین اثر را بهعنوان نمونه برگزیدهایم و ذیلاً به اختصار معرفی میکنیم.

 

1. شاهنامة فردوسی: این اثر را میتوان بزرگترین منظومة حماسی ایران، بلکه به نظر برخی از اندیشمندان دنیا به شمار آورد، که فردوسی بزرگ آن را طی سی سال سروده است. تاریخ شروع نظم آن حدود سالهای (371 ـ 370) بوده و در حدود (402 ـ 401) هجری قمری به پایان رسیده است، شاهنامه نمایندة حد اعلای نبوغ فرهنگی ایرانیان از گذشته تا به امروز است و به سخن دیگر، نبض ادب ایران زمین بوده و خواهد بود. شاهنامه چاپهای متعددی داشته است. از میان آنها میتوان به چاپ «ژول مول»، چاپ مسکو و شاهنامة دکتر جلال خالقی مطلق اشاره کرد. چاپ آخر، دقیقترین و کاملترین چاپهاست و تصحیح آن براساس قدیمترین نسخة شاهنامه (نسخة فلورانس) صورت گرفته است.

2. گرشاسبنامه: دومین اثر حماسی بزرگ بعد از شاهنامة فردوسی، گرشاسبنامة اسدی طوسی، شاعر بزرگ قرن پنج هجری است. این کتاب راجع به داستان گرشاسب، پهلوان بزرگ سیستان، جد اعلای رستم است. نسخ مختلف آن از 7 تا 10 و 11 هزار بیت را شامل میشود که بر وزن شاهنامه سروده شده است و اسدی طوسی، سرودن آن را در سال «458» هجری به پایان برده است. صرفنظر از شگفتیهای موجود در این کتاب، این منظومه را میتوان اثر حماسی کاملی دانست. نسخة گرشاسبنامه، به اهتمام حبیب یغمایی به چاپ رسیده است.

 

3. بهمننامه: از منظومههای حماسی مهم متعلق به اواخر قرن پنج و اوائل قرن شش هجری است. ناظم آن به نقل صاحب مجملالتواریخ، «ایرانشاهبنابیالخیر» است. هر چند که به دو شخص دیگر یعنی «حکیم آذری» و «جمالی مهریجردی» نیز نسبت داده شده است ولی اولین ناظم که بر شمردیم اصح و دقیق است. شمارة ابیات آن به ششهزار بیت میرسد. این کتاب اگرچه منسوب و موسوم است به نام بهمن، پسر اسفندیار، و داستانهایی را در باب وی شامل میشود اما در حقیقت باید آن را داستان سلسلة پهلوانان سیستان شمرد زیرا که قسمت اعظم آن مربوط به خاندان رستم است. بهمننامه به تصحیح دکتر رحیم عفیفی به چاپ رسیده است.

 

4. برزونامه: از بزرگترین منظومههایی است که به تقلید از شاهنامه و بر وزن آن سروده شده است و ناظم آن «خواجه عمید عطاءبنیعقوب» معروف به «عطائی رازی» است. به گفتة استاد صفا، «مرتبة گویندة آن در استادی بلافاصله پس از اسدی طوسی است و اگر استحکام و متانت و دقت شدید اسدی را اندکی نادیده بگیریم، باید بگوییم که این داستان بنابر موازین حماسهسرایی و از لحاظ ترتیب میدانهای جنگ و تسلسل وقایع و وصف پهلوانان و استعمال کلمات و ترکیبات حماسی از گرشاسبنامة اسدی، بهتر و زیباتر است» (صفا، 1389: 309). این منظومه شامل «3800» بیت بوده و داستان زندگی «برزو» پسر سهراب و جنگهای وی ـ خصوصاً جنگ با رستم ـ را شامل میشود. از این کتاب دو نسخه در کتابخانة ملی پاریس موجود است. نسخههایی از آن نیز به قلم آقایان اکبر نحوی و دکتر علی محمدی چاپ و منتشر شده است.

 

5. علینامه: کهنترین منظومة حماسی شیعی شناخته شده از نیمة دو قرن پنج هجری است که شاعری به نام ربیع، آن را در حدود یازده هزار بیت سروده است. بنابر گفتة خود شاعر، هدف وی از سرودن این منظومه، استقبال شاهنامه یا مقابله با ان بوده است. با این حال، وی اولین شاعری است که درست بعد از 62 سال بعد از درگذشت فردوسی (420 ه. ق) به نظیرهگویی از شاهنامه پرداخته است. این کتاب راجع است به زندگانی و جنگهای حضرت علی (ع) و نیز اندکی در شرح حال پیامبر اکرم (ص) و دیگر بزرگان دینی. نیز این کتاب، گنجینهای است از واژگانی که امروز مهجور و فراموش شدهاند. ربیع، آن را در سال (482) هجری سروده است. این منظورمه را برای نخستین بار، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بهطور کامل معرفی نموده و چاپ عکسی آن را در سال (1388) با همیاری محمود امیدسالار انتشار داده است. نیز این اثر، به تصحیح آقایان؛ رضا بیات و ابوالفضل غلامی به چاپ رسیده است.

 

6. خاوراننامه: از حماسههای قدیم دینی شیعه، خاوراننامه است در شرح احوال و داستانهایی از علیبنابیطالب و موضوع اصلی آن سفرها و حملات حضرت علی (ع) است به سرزمین خاوران، به همراهی مالکاشتر و ابوالمحجن و ... این کتاب به خاورنامه نیز شهرت دارد . ناظم آن «مولانا ابن حسام خوسفی» است از شعرای قرن نهم هجری که مردی زاهد پیشه بود. در حدود 25 هزار بیت دارد و بر وزن شاهنامه سروده شده است. تاریخ ختم این منظومه، سال «830» هجری است.

 

7. حملة حیدری: یکی از مهمترین حماسههای دینی است که در وزن شاهنامه و به پیروی از آن سروده شده است. این داستان مربوط است به داستان غزوات حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) که با نعت و وصف پیامبر و حضرت علی (ع) و دیگر ائمة اطهار شروع میشود. ناظم اصلی آن «میرزا محمد رفیع خان باذل مشهدی» است که در سال «1123» درگذشته و کتاب وی ناتمام باقی  مانده است. بعد از مرگ وی شاعری به نام «میرزا ابوطالب فندرسکی» معروف به «ابوطالب اصفهانی» کار وی را تمام کرده است. این کتاب، حدود بیستهزار بیت دارد.

 

8. حملةراجی (حملة حیدری دوم): حملة حیدری دوم اثر «ملا بمانعلی راجی کرمانی» است که در حدود «30000» بیت دارد و بر وزن شاهنامه سروده شده است. موضوع آن سرگذشت زندگی علیبنابیطالب (ع) و جنگهای اوست. در این کتاب، برخی تصورات ملی ایرانیان نفوذ کرده است، از جمله داستان دیوی که به خدمت پیامبر(ص) آمد و قبول اسلام کرد. این منظومه در مقام مقایسه با حملة حیدری اثر باذل مشهدی، بسیار مستحکمتر و زیباتر است. راجی اشعار خود را بسیار ماهرانه و حتی فیالبداهه میسرود، تا بدانجا که به وی لقب «فردوسی ثانی» دادهاند. وی ستایشهای عمیق، زیبا و درستی از فردوسی در جای جایِ اثر خود آوردهاست.

 

پیدایش حماسههای دینی

اصولاً قریب به اتفاق تمام حماسههای ملی و تاریخی و دینی (مذهبی) بعد از فردوسی با هدف مقابله یا تقلید از فردوسی سروده شدهاند. در این میان عدهای از شاعران دین باور بعد از فردوسی، سعی کردهاند تا با ریختن وقایع و رویدادهای دینی مربوط به زمان پیامبر(ص) و ائمة اطهار(ع) ـ خاصه حضرت علی (ع) ـ در قالب شعر، حماسههایی از نوع دینی پدید آورند. در برخی از این آثار ردپای تقلید محض و در برخی دیگر ردپای مقابله با فردوسی دیده میشود. برخی از سرایندگان این حماسهها همچون علینامه، همگام با ذکر مقام استادی فردوسی و ذکر احترام به مقام شامخ وی، از شایستگیهای ادبی و هنری فردوسی و اثر گرانقدر وی فراوان یادکردهاند.

همة حماسههای دینی در ردیف حماسههای مصنوع قرار میگیرند، یعنی قوة تخیّل در آنها زیاد و قوة ابتکار در آنها کم است. شاعر این نوع از حماسهها، داستانی را که شنیده یا خوانده است، با نیروی تخیل وگمان خود آنچنان میپرورد که گاهی اصل داستان را به بوتة فراموشی میسپرد و گفتار خود را به عرضة عجایب میکشاند. (مانند خاوراننامة ابن حسام خوسفی) تا جایی که ورود جن و پری و دیو به این نوع از حماسهها، بر جنبة تخیلی اثر افزوده است. سرایندگان این نوع حماسهها، چون میخواهند مبانی دینی خود را به ذهن خوانندگان منتقل کنند، هر چه توانستهاند اغراق و جلوهگریهای دور از ذهن خود را گسترش دادهاند، در نتیجه شخصیت و قهرمان داستان در هالههای نامفهوم اغراقهای کلیشهای گم میشود. این مطلب، کاملاً با اغراقهای حماسههای ملی تفاوت دارد. چرا که در حماسههای ملی این شخصیت و قهرمان است که اغراق را میآفریند در حالی در حماسههای دینی، این اغراق است که شخصیت و قهرمان مورد نظر را در ذهن مخاطب، بیشتر مجسم مینماید.

 

پیشینة تحقیق

به نظر میرسد تا به حال پژوهش جامعی در مورد سبکشناسی هر یک از حماسههای ملی و دینی بهطور خاص صورت نگرفته است.

مطالبی که در راستای مقایسة سبکشناسانة هر یک از حماسههای ملی و دینی ـ چه در مقدمة هر یک از این آثار و چه در قالب مقالات جداگانه ـ نگاشته شده است، کلی بوده و اگر پژوهشی هست تنها زوایای محدودی از آن اثر بررسی شده است. برای مثال، هنوز جای تحقیق و پژوهش در مورد سبکشناسی کلی برترین حماسة ایران، شناهنامة فردوسی، در ادب فارسی خالی است. همچنین، مقایسة سبکشناسانة حماسههای ملی و دینی موضوعی است که بهطور جامع به آن پرداخته نشده است. هر چند کتابها و مقالاتی هستند که جسته و گریخته، مطالبی در این مورد ذکر کردهاند ولی با موضوع پژوهش حاضر، همپوشانی ندارند. در زیر به برخی از این موارد اشارهای میکنیم.

مرحوم صفا، در این مورد اولین پژوهشگری است که در اثر گرانقدر خود «حماسهسرایی در ایران» دربارة مختصات آثار حماسی مطالبی ذکر کرده است. بعد از ایشان مرحوم غلامحسین یوسفی، شفیعی کدکنی، سیروس شمیسا، محمد غلامرضایی، سعید حمیدیان، محمود امیدسالار و دیگران، مطالبی در این مورد ارائه کردهاند. از نمونههای مقالات به «بررسی سبکشناسانة حماسههای دینی در ادب فارسی» اثر محبوبه شمشیر گرها و «نقد زبان حماسی در خاوراننامة ابنحسام خوسفی» اثر آقایان اصغر شهبازی و مهدی ملک ثابت و «سبکشناسی حملة حیدری ملا بمانعلی راجی کرمانی» اثر محمود فضیلت و «مقایسة تطبیقی دو حملة حیدری راجی کرمانی و باذل مشهدی» اثر حکیمه دانشور و «جنبههای حماسی و ویژگیهای سبکی خاوراننامة ابن حسام خوسفی» اثر مژگان طرقی و مواردی از این قبیل میتوان اشاره کرد. امید است این پژوهش در کنار پژوهشهای ذکر شده و دیگر آثار، برای جویندگان ادبی راهگشا باشد.

 

بحث اصلی

در مورد مقایسة سبکی هر دو نوع حماسه، اینکه چرا فقط مورد بیانی «تشبیه» را انتخاب کردهایم، باید بگوییم که اگر تمام نمونههای بیانی و بلاغی هر دو نوع حماسه را در اینجا ذکر کنیم، به اطالة کلام بر میخوریم. در ضمن بیشتر آرایههای لفظی و معنوی در هر دو نوع حماسه یکسان به کار رفتهاند. بنابراین، نوشتة حاضر فقط به بیان ویژگیهای بیانی تشبیه پرداخته است.

موضوع اول بیان معمولاً «تشبیه» است. نظر به اینکه شکلگیری حماسههای ملی مقارن با رواج سبک خراسانی است، ویژگیهای سبکی این دوره در آنها مشهود است. معمولاً این شاعران از تشبیهات ساده و حسی بهره میگیرند. بیشتر تشبیهات آنها، با اغراق و مبالغه و غلو همراه است و از به کار بردن تشبیهات پیچیده همچون مرکب به مرکب ـ که تزاحم تصویری ایجاد میکند ـ یا تشبیهات خیالی و وهمی و عقلی دوری جستهاند.

ذات حماسه چنان حکم میکند که حماسه به معنای واقعی کلمه و از نوع طبیعی باشد با تشبیهات ساده، معقول، نزدیک به ذهن و همراه با اوصاف طبیعی. هر قدر گیرایی و سادگی تشبیهات در حماسههای ملی حفظ شده است به همان میزان بر تأثیرگذاری و حفظ ساختار حماسه افزوده شده است. بیشتر حماسههای مذهبی، برعکس حماسههای ملی، از سبک عراقی و هندی متأثر بودهاند (بهغیر از علینامه).

شاید دورة سرایش آنها حکم میکند که تشبیهات به کار رفته در آنها از نوع غیرعینی و پیچیده و گاه دور از ذهن باشد و بر این اساس روح حماسی آن آثار به دلیل این کاربرد دچار تزلزل شده و آنها را به حیطة حماسی ـ غنایی نزدیک کرده است.

بنابراین، میتوان گفت که حماسههای دینی در استفاده از انواع تشبیهات، نسبت به حماسههای ملی، یک دورة انتقال را پشتسر گذاشتهاند؛ انتقال از تشبیهات حسی و طبیعی به تشبیهات مرکب و پیچیده. ولی با وجود این مطلب، با عنایت به اینکه تمام حماسههای دینی از سبک و بیان حماسههای ملی، خصوصاً شاهنامه متأثر بودهاند، تشبیهات شاهنامه در بیشتر حماسههای دینی راه یافته است و حماسهسرایان دینی از بیان فردوسی دیر حماسهسرایان در بیان تشبیهاتی ساده و ملموس تأثیر گرفتهاند.

از نظر بسامد کاربرد عناصر ادبی در زبان حماسی، تشبیه بعد از اغراق، دومین عنصر خیال شعر حماسی است و در بین حماسههای ملی، تشبیهات محسوس به محسوس، طولانیترین بسامد را به خود اختصاص دادهاند. آنچه در این میان مهم است، تلفیق عنصر تشبیه با محتوای متن است که شاعران حماسههای ملی و به تبع آن مذهبی در این راه بسیار تلاش نمودهاند. تشبیه پهلوانان به شیر و پلنگ و نظایر اینها کار هر شاعری است اما آنچه مهم است شاعر کارآمد با آوردن صفاتی تازه همراه با مشبه و مشبهٌبه و برگرداندن حال و هوای تشبیه از صورت عادی بهصورتی شگفت، بیان خود را به حد اعلا میبرد و این کار از عهدة شاعران دینی کمتر برآمده است و آنها، بیشتر بنای کار خود را در این مورد بر تقلید و نظیرهگویی گذاشتهاند. تلفیق فضا و بیان، آنچنان در تصویرسازی همراه با تشبیه مهم است که یک اثر حماسی براساس این مورد، هر قدر تواناییهای شاعر را در حوزة بیان بهکار برده، خود را بر تارک اعلای حماسه نشانده است.

گفتنی است که «فردوسی حتی درازای زمان را با طولانی کردن تصویر نشان داده است.» (شفیعی کدکنی، 1372: 449)مثلاً در بیت زیر که بیان بوسه زدن زال بر گیسوی رودابه است، فردوسی محتوا، صورت و تصویر را به هم پیوند زده و تموجی زیبا آفریده است:

بسایید مشکین کمندش به بوس

که بشنید آواز بوسش عروس

(فردوسی، چاپ مسکو، 1379، ج1: 165)

شاعران حماسههای مذهبی، برعکس حماسههای ملی، عناصر غنایی تشبیه را از حالت طبیعی و حماسی خود بیرون آوردهاند به همین جهت این تشبیهات تأثیر چندانی در بیان حماسی آثارشان ندارد. مطلب دیگر اینکه در حماسههای ملی مخصوصاً شاهنامه در استفاده از عنصر تشبیه، تزاحم تصویری دیده نمیشود. هر تشبیهی در جای خود نشسته است و هیچگونه پیچیدگی در بیان و توصیف پدیدة مورد نظر دیده نمیشود. اما در حماسههای دینی ممکن است تزاحم تصویری یعنی آمیختگی تشبیه با عناصر انتزاعی، پیچیدگی متن را افزایش دهد. همچنین در حماسه «تشبیه مکمل اغراق است و فینفسه هدف شاعر نیست. پهلوانان و حوادث در حماسه اغراقآمیز هستند و تشبیه نیز در این جهت به کار میرود» (فضیلت، 1379: 372). بر این اساس، فردوسی و دیگر حماسهسرایان ملی تشبیهات متنوع، همردیف و همسو با موضوعات گوناگونی بهوجود آوردهاند و مضمون ماجرا با تشبیه همسویی تام دارد.

اینک به ذکر برخی از نمونههای تشبیهات به کار رفته در حماسههای ملی میپردازیم:

فردوسی در وصف رودابه کابلی، تشبیهات زیر را به کار برده است:

که ماهی است مهراب را در سرای

به یک سر ز شاه تو برتر به پای

به بالای ساج است و هم رنگ عاج

یکی ایزدی بر سر از مشک تاج

دهانش به تنگی دل مستمند

سر زلف چون حلقة پای وند

نفس را مگر بر لبش راه نیست

چنو در جهان نیز یک ماه نیست

بدین چاره تا آن لب لعل فام

کند آشنا با لبپور سام

(فردوسی، 1366، ج1، 192: ب 410)

و تشبیهی بسیار ساده در داستان رزم دوازده رخ:

وز آنجا دمان هم به کردار گرد

به پیش پسر شد به جای نبرد

(همان، 1373، ج4، 45: ب 697)

در داستان گشتاسب با ارجاسب، این بیت را میبینیم:

تو گفتی ز خون بوم دریا شدست

ز خنجر هوا چون ثریا شدست

(همان، 1375، ج5، 210: ب 1444)

 

با این تشبیه در داستان رستم و سهراب در آغاز داستان:

برافروخت چون گل رخ تاج بخش

بخندید و ز جای برکند رخش

(همان، 1369، ج 2، 119: ب 11)

یا در داستان اشکانیان، این بیت را همراه با بیان طلوع خورشید چنین آورده است:

چو کرسی نهاد از برِ چرخ، شید

جهان گشت چون روی رومی سپید ...

(همان، 1384، ج 6، 144: ب 169)

از اینگونه تشبیهات، چه مفصل و چه ایجاز گونه، صدها نمونه در شاهنامه میتوان یافت. بیان فردوسی در تشبیهات چنان است که متن را فدای تشبیه نمیکند بلکه تشبیه را وسیلهای برای بیان هنرمندانه و شاعرانه قرار میدهد.

اکنون به نمونههایی از کاربرد عنصر تشبیه در گرشاسبنامة اسدی طوسی توجه میکنیم:

در آغاز داستان گرشاسب و در موضوع «فرار جمشید شاه از دست ضحاک»، این بیتها را میبینیم:

یکی شهر دید از خوشی چون بهشت

در و دشت و باغش همه باغ و کشت

(اسدی طوسی، 1354، 22: ب 16)

ذکر این مطلب در اینجا خالی از لطف نخواهد بود که ما در بیان کاربرد تشبیه به انواع تشبیه از نظر علمای بلاغت کار نداریم. چرا که انواع گوناگونی همچون تشبیه تفضیل، عکس، جمع، تفریق، تساوی و غیر آنها برای تشبیه ذکر شده است. بلکه ما با نحوة کاربرد تشبیه کار داریم. نیز این مطلب را اضافه میکنم که در بحث تناسی تشبیه، حماسههای ملی همچون پلی هستند برای گذر از تشبیهات معمولی به مقولة تناسی تشبیه. به این معنا که تناسی تشبیه در حماسههای ملی نمود دارد ولی نه به میزانی که در مثنویهای مربوط به سبک عراقی موجود است، بلکه شاعران حماسههای ملی رفته‌‌رفته بر غنای تشبیه. خود افزوده و آن را از مرتبة همانندی به همسانی و یکسانی نزدیک کردهاند تا آنجا که نتیجة کامل این همسانی و تناسی را در آثار نظامی بهوفور میتوان یافت. در جایی دیگر در موضوع «وصف اژدهایی که قرار است گرشاسب با آن بجنگد»، چنین آورده است:

چو سیل از شکنج و چو آتش ز جوش

چو برق از درخش و چو رعد از خروش

سرش بیشه از سوی و چون کوه، تن

چو دودش دَم و همچو دوزخ دهن

دو چشم کبودش فروزان ز تاب

چو دو آینه در تف آفتاب

زبانش چو دیوی سیه سرنگون

که هزمان زغاری سر آرد برون

(همان، 53: ب66 ـ 63)

به نظر میرسد تشبیهات مفصل اسدی طوسی، در مقایسه با تشبیهات مفصل و طولانی شاهنامه، پیچیدهتر و غریبتر است ولی با این حال روح حماسی باز بر آنها حاکم است. در وصف دشت «سرندیب» این بیتها را میبینیم:

یکی دشتش از پیش سیماب رنگ

سراسر چو پولاد بِزدوده رنگ

زمینش به مانند گردان سپهر

درو چون در آیینه دیدار چهر

(همان، 121: ب 11 ـ 10)

برزونامه در استفاده از عنصر تشبیه تقریباً درست جا پای فردوسی گذاشته است و نوع تشبیهات به کار رفته در این منظومه اغلب ساده و بیپیرایه و بدون پیچیدگی و عاری از هر نوع غرابت استعمال است. نیز بیان ایجاز گونة وی سبک و بیان فردوسی را به یاد میآورد:

یکی مرغزارش به پیش حصار

چو طاووس رنگین، زمین پر نگار

(برزونامه، 1384، 29: ب 13)

و در این بیت بهصورت ترکیبی، طلوع خورشید را همراه با تشبیه به این صورت آورده است:

سپیده چو پیدا شد از چرخ پیر

چو سیماب شد روی دریای قیر

(همان، 50: ب 435)

و نیز:  

تو گفتی که گرشاسب آمد به رزم

با شاه بنشست با می به بزم

(همان، 61: ب 651)

و:

درین بود خسرو که برزو دلیر

به میدان درآمد به کردار شیر

کمانی به بازو و نیزه به دست

به کردار پیلِ برآشفته مست

(همان، 87: ب 1174 ـ 1173)

و این بیان اغراقآمیز با تشبیه، که سبک خاص فردوسی را در این مورد به یاد میآورد:

نهیب من ار سوی جیحون شود

به جیحون درون آب چون خون شود

(همان، 124: ب 1912)

 

که یادآور این بیت معروف فردوسی دربارة افراسیاب است:

شود کوه آهن چو دریای آب

اگر بشنود نام افراسیاب

(فردوسی، 1373، ج 4، 194: ب 368)

در بهمننامة ایرانشاه نیز تشبیهات گوناگونی میتوان یافت که بیشتر آنها از نوع حسی به حسی و سادهاند و حال و هوای حماسه به معنای واقعی کلمه را حفظ کردهاند. در موضوع «داستان نامه نوشتن کتایون به پیشِ لؤلؤ»،  این بیت را میخوانیم:

بپوشید و شد پیش او همچو دود

کس از راز آن بی بُن آگه نبود

(ایرانشاه ابیالخیر، 1370، 80: ب 1087)

و در موضوع «مهمانی کردن لؤلؤ، اردشیر را» این دو بیت دیده میشود:

بجستند هر نامداری چو شیر

جوان اندر آمد ز بالا به زیر

ببستند دستش به کردار سنگ

فکندندش اندر یکی چاه تنگ

(همان، 89: ب 1240 ـ 1239)

و این بیت:

کتایون فروهشت برقع به روی

چو ماهی به میغ اندرون روی اوی

(همان، 89: ب 1247)

در موضوع «رزم شاه بهمن با فرامرز، پسر رستم»، این بیت را میآورد:

از آن پس بغرید چون ببر، زوش

برآورد گرز کیانی به دوش

(همان، 214: ب 3419)

و:

بدو تاخت همچون دونده پلنگ

سپر بر سر آورد جنگی نهنگ

(همان، 217: ب3462)

اکنون در زیر نمونههایی از تشبیهات به کار رفته در حماسههای مذهبی و در برخی موارد تقلید گونههایی از حماسههای ملی، خصوصاً شاهنامه، را میآوریم.

در خاوراننامة ابنحُسام خوسفی هر چند تشبیهات از نوع حسی را میتوان یافت، ولی چون عناصر سازندة آنها الفاظ و واژههای غنایی است، تشبیهات این اثر بیشتر در حیطة غنایی میگنجند. مشبهٌبههایی که در بیشتر این تشبیهات به کار رفته‌‌اند عبارتاند از: عنبر، هندو، عروس، وسمه، ماه، سرو، خورشید، بهار، ارغوان، یاقوت، نگار، صنم و غیر آنها.

بهنظر میرسد هر چند در تشبیهات این حماسه، گاهی عناصر طبیعی دیده میشود ولی باز، تشبیهاتی از نوع بلیغ اضافی یا همان اضافات تشبیهی در این اثر یافت میشود که آنها نیز از نوع غنایی محضاند. مواردی همچون تخم کینه، سقای سحاب، عروس چمن، روز اسلام، شب کفر، چراغ دو بیننده، لعبت شب، هندوی زلف و مواردی از این قبیل. با این توضیح، نمونههایی از تشبیهات به کار رفته در خاوران نامه را در زیر ذکر میکنیم:

شبی بود تاریک و راه دراز

به کردار زلف بتان طراز

(خوسفی، 1382، 80: ب 569)

و نیز:

سرچشمه در زیر ویرانه بود

تو گفتی که کوثر در آن خانه بود

(همان، 190: ب 2560)

فلک رُقعة کلک تقدیر اوست

زمین بُقعة مُلک تصویر اوست

(همان، 44: ب 14)

نشانَد در این قصرِ کشور فروز

گهی هندوی شب، گهی تُرک روز

(همان، 44: ب 18)

زمین را پدید آورد رُستنی

چو مریم شود خاک از آبستنی

(همان، 45: ب 39)

دهد لالة سرخ را عکس نور

چو بر شاخ سبز آتش از کوه طور

(همان، 46: ب 41)

در حملة حیدری باذل مشهدی نیز تشبیهات فراوانی به کار رفته است. نکتة جالب اینکه گاهی این تشبیهات با اندکی تفاوت، مضمون و تعبیر خود را از شاهنامه برگرفتهاند (ذکر این نکته در اینجا لازم است که چون به نسخة چاپی حملة حیدری باذل دسترسی نداشتم، از نسخة خطی دانشگاه فردوسی بهره بردهام و شمارة صفحات آن نسخه مشخص نبوده است).

شنیدند یاران چو این ماجرا

شکفتند چون گل ز باد صبا

که یادآور این بیت فردوسی است:

چون گل چهرة سام یل بشکفید

چو بر پیل بر بچة شیر دید

(فردوسی، 1366، ج1، 272: ب 1537)

و نیز:    

چنین گفت آن دم به عکرمه

که تو چون شبانی و ما چون رمه

و فردوسی آورده است:

هنرهای ما شاه داند همه

که او چون شبان است و ما چون رمه

(همان، 1384، ج6، 366: ب 75)

و نیز :  

 برانگیخت مرکب به کردار باد

عنانش سوی لشکر خویش داد

و فردوسی آورده است:

همی راند باره به کردار باد

چنین تا بیامد بر شاهزاد

(فردوسی، چاپ مسکو، 1379، ج 1: 935) (خالقی، این بیت را الحاقی دانسته و مصرع اول آن را در پاورقی اینگونه آورده است: همی راند اسبش بکردار باد)

البته باذل مشهدی به تبع همنوعان خود در زمینة حماسهسرایی از آوردن تشبیهاتی که حاصل ترکیب الفاظ غنایی باشد، ابایی ندارد:

شد از ظلم آفاق اقلیم رنگ

ز بیداد دلها چو شهر فرنگ

و این دو بیت در آغاز منظومة خود:

دو جوهر پدید آورید از کرم

که باشد وجودت از آن محترم

یکی همچو مهر و یکی همچو ماه

ضیا بخش شبهای روز سیاه

و نیز در نعت پیامبر میآورد:

لقب چون شدش خاتم از بهر آن

چو حاتم به هر عهد بد حکمران

در علینامه نیز، ربیع با بهرهگیری از مشبه یا مشبهٌبههای غنایی تقریباً حوزة تشبیه خود را از تشبیهات حماسی ناب جدا کرده است:

از این روی شد شهر پر گفتوگوی

که عثمان به چوگان دل دادگوی

(ربیع، 1388، 41: 59)

به رسم ملوکان بیفکند دست

چو بر بالش شهریاری نشست

(همان، 40: ب 55)

چو زیبا نگاری به سیصد طراز

دلافروز چون نیکوان طراز

(همان، 41: ب 85)

هوا شد چو رایات عباسیان

چو دریای پر شمع شد آسمان

(همان، 170: ب 3857)

دگر سوی فرزند بوبکر شاد

بر افروخت میآتش دین و داد

(همان، 171: ب 3892)

البته ربیع، تشبیهاتی از نوع طبیعی هم در منظومة خود آورده است، مانندِ

به یک سوی عمرو [و] هلال لعین

برافروختند آتش رزم و کین

(همان، 171: ب 3981)

به دریا فرو رفت شب سرنگون

که چون روز آورد لشکر برون

(همان، 170: ب 3869)

آمیختگی اسناد مجازی همراه با تشبیه مضمر، لحن ربیع را به حماسههای ملی نزدیکتر کرده است.

برون آمد از گَرد یکی سوار

چو غرنده شیری که جوید شکار

(همان، 242: ب 6002)

راجی کرمانی در میان حماسهپردازان دینی در به کارگیری عنصر تشبیه، جایگاه ویژهای دارد. وجود ساقی نامههای بسیار شیرین و گاه آمیخته با دشواری لفظ و معنای او حاکی از این است که وی در تلفیق عنصر حماسی و غنایی از خود بسیار مهارت نشان داده است و این آمیختگی در به کارگیری عناصر و زیباییهای ادبی، بیشتر نمود یافته است. اغلب تشبیهات او برعکس همنوعان خود، طولانی و مفصل است و بیشتر آنها از لحن غنایی برخوردارند. نیز وجود تشبیهات مرکب و تمثیلی نیز مزید مطلب است. برای نمونه، وقتی که سر عمرو بن عبدود پلید را به حضور پیامبر اکرم (ص) میآورند، این ابیات تشبیهآمیز را میبینیم:

فکندند در پیش شاه زَمَن

به پای سلیمان سر اهرمن

سر پارة کوه، غلتان به خاک

دهانی در او سهمگن چون مغاک

زبان از دهانش شده آشکار

چنان کاژدهایی برآید ز غار

روان خون ز رگهاش چون رود نیل

دو لب هر یکی همچو خرطوم فیل

دو گوشش چو دو پاره ابر سیاه

 که سازد به کوه گران، جایگاه

(راجی کرمانی، 1383، ج2، 231: ب 5444 ـ 5440)

البته چنانکه گفتیم وجود تشبیهات مفصلی از این نوع و در عین حال غنایی و روایی، حاکمیت تشبیه را بر متن مسجل میسازد و چنین مینماید که سراینده، متن را به نوعی فدای تشبیه کرده است، از جمله:

زبان آتشین و رخ افروخته

چو شمع از غم بیکسی سوخته

(همان، ج2، 178: ب 4006)

چنان بست نخل سخن را بلند

که صد رخنه در طاق کسری فکند

(همان، ج2، 177: ب 3991)

چو عمران کزو شد جهان پر ز نور

بگسترد بزمی چو مینای طور

(همان، ج1، 112: ب 1487)

و در وصف حمزه سیدالشهدا میآورد:

چو برجیس رای و چو خورشیدْ روی

خجل خسرو خاور از روی اوی

(همان، ج1، 152: ب 2638)

 

نتیجهگیری

با مطالعه و مشاهدة نوع تشبیهات به کار رفته در حماسههای ملی به این نتیجه میتوان رسید که شاعران این حماسهها در آفرینش صحنههای گوناگون حماسی با به کارگیری تشبیه، هیچوقت ازدحام تصویری و تشبیهی بهوجود نیاوردهاند. اگر تشبیهی است در یک بیت یا ابیاتی معدود گنجانده شده است تا این مسئله به بیان توصیفی مطلب لطمه نزند و تصویر یا توصیف در بیان ازدحام تشبیه یا تصویرهای آمیخته با تشبیه گم نشود.

نیز نوع تشبیهات به کار رفته حاکی از آن است که گوینده، تشبیه را برای متن میخواهد نه اینکه متن را برای تشبیه بسراید. نیز هدف بیشتر گویندگان حماسههای ملی بر این بوده است که آنها فراتر از متن، دنیا و مافیها را نیز در نظر بگیرند و آنها را در یک شکل حماسی به تصویر کشند. همچنان که فردوسی نشان داده است که خورشید تیغزن است و ستاره از پشت سنان میرسد.

در حماسههای دینی هر چند در مواردی دیده میشود که شاعران آنها به اقتضای پیروی تام از حماسههای ملی از تشبیهات آنها بهطور غیرمستقیم استفاده کردهاند و با پس و پیش کردن الفاظ ابیاتی که دارای تشبیه هستند به خیال خود تشبیهاتی افریدهاند و با وجود آنکه در آثارشان تشبیهاتی از نوع طبیعی، ملموس، حسی و در نوع خود گاهی بینظیر آفریدهاند، اما ورود عناصر غنایی به شعر و بیان آنها، اولاً توصیفات آمیخته با تشبیه آنها را طولانی کرده است و از این گذر بر اطالة کلام افزوده و رشتة کلام را از دست دادهاند. ثانیاً آمیخته شدن مضامین آنها با الفاظ غنایی آن آثار را از حیطة حماسی ناب و محض دور کرده و تشبیهات آنها را از نوع غنایی ـ حماسی نموده است.

در ادامه، میتوان دریافت هر چند سرایندگان این نوع از حماسهها در پروردن صنعت تشبیه همچون پیشینیان خود، مهارت فراوانی به خرج دادهاند و حتی در برخی موارد به تقلید صرف از حماسههای ملی پرداختهاند ولی چون فضای توصیفات تشبیهآمیز آنها با واژههای غنایی آمیخته است این نوع کاربرد، روح حماسی را از تشبیهات آنها گرفته است. نیز بیشتر سرایندگان این حماسهها، در آوردن ازدحام تصویری با بیان تشبیهات بزمی و غنایی، متن را فدای تشبیهات مختصر و گاه طولانی خود نمودهاند.

 

 

منابع

الف) کتابها:

1. اسدی طوسی، ابونصر علی بناحمد، گرشاسبنامه، به کوشش حبیب یغمایی، چاپ اول، تهران، انتشارات بروخیم، 1317.

2. ابیالخیر، ایرانشاه، بهمننامه، به کوشش رحیم عفیفی، چاپ اول، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1370.

3. خالقی مطلق، جلال، طبع انتقادی شاهنامة فردوسی، مقدمة احسان یار شاطر، چاپ اول، نیویورک، انتشارات بنیاد میراث ایران و Bibliotheca Persica، (1384 ـ 1366).

4. خوسفی، ابنحسام، تازیان نامة پارسی، به تصحیح حمیدالله مرادی، چاپ اول، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1382.

5. ــــــــــــــــــ، خاوراننامه، مکتوب به س 854 ه. ق، ش 757، تهران، نسخة خطی موزة هنرهای تزیینی.

6. راجی کرمانی، ملا بمانعلی، حملة حیدری راجی، تصحیح دکتر یحیی طالبیان و دکتر محمود مدبری، چاپ اول، کرمان، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان کرمان، 1379.

7. ربیع، علینامه، به کوشش رضا بیات و ابوالفضل غلامی، مقدمة محمدرضا شفیعی کدکنی و محمود امیدسالار، چاپ اول، تهران، انتشارات میراث مکتوب، 1388.

8. ربیعیان، محمدرضا، «حماسه» فرهنگنامة ادب فارسی، چاپ اول، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376.

9. رزمجو، حسین، قلمرو ادبیات حماسی ایران، چاپ اول، تهران، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381.

10. شفیعی کدکنی، محمدرضا، صور خیال در شعر فارسی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات آگاه، 1372.

11.صفا، ذبیحالله، حماسهسرایی در ایران، چاپ سوم، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1352.

12. عطایی رازی، خواجه عمید عطاء بن یعقوب، برزونامه، بهکوشش محمد دبیر سیاقی، چاپ اول، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1382.

13. مشهدی، باذل. حملة حیدری، مشهد، نسخة خطی موجود در کتابخانة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی،

 ب) مقالات:

14. شمشیر گرها، محبوبه، «بررسی سبکشناسانة حماسههای دینی در ادب فارسی»، تاریخ ادبیات، بهار 1379، شمارة 64.

15. فضیلت، محمود، «سبکشناسی حملة حیدری ملا بمانعلی راجی کرمانی»، نشریة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، 1379، شمارة 156.

 

ارسال شده در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۸ - 8:37 صبح

نظرات

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظرات

عنوان:  
نام:  
آدرس الکترونیکی:
زبان:
توضیح:  
لطفا متن مقابل را در زیر وارد کنید
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)