0 - پیام , 0 - نظر

پیوندهای اصلی

دسته بندی مقالات

آرايه هاي ادبي
ادبيات تعليمي
ادبيات جهان
ادبيات حماسي
ادبيات داستاني
ادبيات عرفاني
ادبيات غنايي
ادبيات معاصر
انواع ادبي
تاريخ ادبيات
زبان فارسي
نقد ادبي
و ساير مطالب

بایگانی پیامها

بایگانی سال ۱۳۹۸

مرداد ۱۳۹۸، (۱۴)
تیر ۱۳۹۸، (۱)
خرداد ۱۳۹۸، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۷

مهر ۱۳۹۷، (۱۹)
مرداد ۱۳۹۷، (۲۲)
تیر ۱۳۹۷، (۲)
خرداد ۱۳۹۷، (۱)
اردیبهشت ۱۳۹۷، (۶)
فروردین ۱۳۹۷، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۶

اسفند ۱۳۹۶، (۴)
بهمن ۱۳۹۶، (۷)
دی ۱۳۹۶، (۷)
آذر ۱۳۹۶، (۲)
آبان ۱۳۹۶، (۳)
مهر ۱۳۹۶، (۲)
شهریور ۱۳۹۶، (۸)
مرداد ۱۳۹۶، (۱۰)
تیر ۱۳۹۶، (۷)
خرداد ۱۳۹۶، (۴)
اردیبهشت ۱۳۹۶، (۲)
فروردین ۱۳۹۶، (۱۳)

بایگانی سال ۱۳۹۵

اسفند ۱۳۹۵، (۱۴)
بهمن ۱۳۹۵، (۱۰)
دی ۱۳۹۵، (۱۳)
آذر ۱۳۹۵، (۳)
آبان ۱۳۹۵، (۷)
مرداد ۱۳۹۵، (۹)
تیر ۱۳۹۵، (۵)
خرداد ۱۳۹۵، (۵)

بایگانی سال ۱۳۹۴

آذر ۱۳۹۴، (۱۱)
آبان ۱۳۹۴، (۸)
مهر ۱۳۹۴، (۳)
شهریور ۱۳۹۴، (۴۲)
مرداد ۱۳۹۴، (۲۲)
تیر ۱۳۹۴، (۲۰)
اردیبهشت ۱۳۹۴، (۲)
فروردین ۱۳۹۴، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۳

دی ۱۳۹۳، (۸)
مهر ۱۳۹۳، (۳)
شهریور ۱۳۹۳، (۱۱)
خرداد ۱۳۹۳، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۲

دی ۱۳۹۲، (۲۱)
مرداد ۱۳۹۲، (۱۵)
تیر ۱۳۹۲، (۴۴)
خرداد ۱۳۹۲، (۲)

بایگانی سال ۱۳۹۱

آذر ۱۳۹۱، (۷)
مهر ۱۳۹۱، (۶)
شهریور ۱۳۹۱، (۱۲)
خرداد ۱۳۹۱، (۱۰)

بایگانی سال ۱۳۹۰

اسفند ۱۳۹۰، (۱۱)
آذر ۱۳۹۰، (۴)
آبان ۱۳۹۰، (۲)
مرداد ۱۳۹۰، (۲۰)

راويان كرامات و انگيزة آنان

دكتر محمد قاسمي خزينه جديد

دبير ادبيات فارسي مركز استعدادهاي درخشان علامه طباطبايي بناب

 چكيده

در كتب متصوّفه كارهاي خارقالعادة فراواني دربارة اولياءالله ثبت شده است كه از آنها با نام كرامات ياد ميشود. اگرچه صاحبان كرامات بر كتمان آنها اصرار داشتهاند، كرامات زيادي در منابع گوناگون نقل شده است كه كارهاي خارق عادت قبل از تولد تا بعد از مرگ آنان را دربرميگيرد. راويان كرامات شامل چهار گروه نويسندگان متون عرفاني، صاحبان كرامت، شاهدان كرامات، و افرادي ناشناختهاند. در نقل و روايت كرامات، انگيزههاي گوناگوني دخالت داشتهاند كه اغلب در محدودة مسائل اعتقادي و نفع گروهي و شخصي جاي ميگيرند.

كليدواژهها: عرفان، كرامت، راوي

 

1. مقدمه

كرامت1 از مضامين مهم كتابهاي صوفيانه بهشمار ميرود و كميت آن در متون متأخر نسبت به دورههاي آغازين افزايش يافته است. همواره در طول تاريخ، كرامات موافقان و مخالفاني داشته است. شريعتمداران از ترس خدشه وارد شدن به مقام نبوت و معجزات، به انكار كرامت پرداختهاند. متصوفه هم سعي كردهاند، نشان دهند كه كرامت نهتنها به پايه و اساس نبوت و معجزه خللي وارد نميسازد بلكه آن را تأييد و مستحكم ميكند: «اگر خداي عزّ و جلّ مر اين ولي را كرامتي پديد آرد، اندر نبوت پيغامبر قدح نكند و شبهتي نه افگند؛ از بهر آنكه وي بدين كرامت همان چيز ثابت ميكند كه پيغامبر به معجزه.» (مستملي بخاري، ج3، 1365: 976).

با وجود اجماع در اصل كرامات، مشايخ متصوفه و كرامتنويسان كه با انكار و انتقاد از كرامات مواجه شدند براي اثبات صحت اصل كرامات و حقانيت خود به آياتي از قرآن، احاديث و روايات ثقات استناد كردهاند. برخي مستندات آنها از آيات قرآني عبارتاند از آيات 40-38 سورة نمل (آصف بن برخيا در يك چشم به هم زدني تخت بلقيس را نزد حضرت سليمان حاضر ميكند)، آيات 26-18 سورة كهف (ماجراي خواب سيصد و نه سالة اصحاب كهف)، آية 37 سورة آل عمران (فرستادن رزق به حضرت مريم از طرف حق) و ... .2

 

2. معناي لغوي و اصطلاحي كرامت

ميان معناي لغوي كرامت (بزرگواري نمودن و بخشش كردن در حق كسي) با معناي اصطلاحي آن ارتباط نزديكي وجود دارد. در معناي اصطلاحي آن«كرامت فعلي بود ناقضِ عادت اندر ايام تكليف، ظاهر گردد بر كسي كه موصوف بُوَد به ولايت، اندر معني تصديق  حال او.» (ابوعلي عثماني، 1374: 622). صوفيه در مبحث كرامت از آن بهعنوان موهبت و لطف پروردگار در حق بندة خاص خويش ياد كردهاند. همچنانكه عزالدّين محمود كاشاني كرامت را موهبت الهي به اوليا و صديقان به سبب متابعت آنها از پيامبر براي ازدياد يقينشان ميداند (كاشاني، 1367: 45). هجويري هم ولايت و كرامت را از مواهب حق ميداند نه از مكاسب بنده (هجويري، 1380: 284). با اين تفاسير معلوم ميشود كه بين معناي لغوي و اصطلاحي كرامت تناسب و ارتباط نزديكي وجود دارد.

 

3. راويان كرامات

به دليل اهميت كرامات در منظومة اعتقادي و فكري متصوفه و بعضاً انگيزه و نفع شخصي، افرادي به جمعآوري آنها پرداختهاند؛ كراماتي كه حد و مرزي ندارند و دورة قبل از تولد، بعد از تولد و حتي بعد از مرگ صاحبان كرامات را هم در برميگيرند و تا حد شَطَحيات و ترك ادب شرعي پيش ميروند.

با توجه به كتب متعددي كه كرامات در آنها انعكاس يافته است، راويان آنها را ميتوان در چهار گروه طبقهبندي كرد: گروه نخست نويسندگان متون عرفانياي هستند كه با ثبت اصول و مباني تصوف به حفظ و محافظت از آن پرداختهاند: امام قشيري، حسن جلابي هجويري، محمدبن منور، عطار و... . گروه دوم راوياني كه خود صاحبان كرامت‌‌اند و نقش شخصيتي آنها در قصهها بيشتر از روايتگريشان است: ابراهيم ادهم، ذوالنون مصري، بايزيد، ابوسعيد و ... . گروه سوم كساني هستند كه شاهدان كرامات و بعضاً جزء شخصيتهاي اصلي و فرعي كراماتاند: حسن مؤدب، شاگرد ابوسعيد ابوالخير، از آن جمله است. گروه چهارم كراماتي هستند كه راويان آنها ناشناختهاند و با عباراتي چون «آوردهاند» و «گفتهاند» روايت ميشوند.

 

4. انگيزة راويان كرامات

سؤالي كه در مبحث كرامات، ذهن انسان را درگير خود ميسازد، اين مسئله است كه چرا با وجود اصرار و تأكيد مشايخ در كتمان كرامات، كرامات فراواني دربارة آنها ساخته و پرداخته شده است؟ مريداني كه بايد ادامهدهندگان راه مشايخ خويش باشند، چرا كه اين همه به كرامات پرداختهاند و گاه چهرهاي غيرواقعي از شيخ خود ارائه كردهاند؟ نظير كاري كه سديدالدين محمد غزنوي با شيخ احمد جام نامقي انجام داده است و شخصيتي از او در مقامات ژندهپيل ارائه ميدهد كه آثار شيخ احمد آن را تأييد نميكند. پس معلوم ميشود، با توجه به رويدادهايي كه در طول زمان اتفاق ميافتد، راويان كرامات براي روايت و ثبت كرامات مشايخ خويش انگيزههاي فراوان و متفاوتي پيدا ميكنند. در اين بخش انگيزة آنان در كرامتپردازي، بررسي و تحليل ميشود. دربارة انگيزة آنان، موارد زير را ميتوان برشمرد:

 

1-4 شيدايي و سرسپردگي محض مريدان به مرادان خود

يكي از اصولي كه در تصوف به آن تأكيد شده، اطاعت محض و بيچون و چراي مريد از مراد است. همين امر باعث شده است كه آنان دربارة اعمال شيخ خود چون و چرايي نداشته باشند و آنچه را كه در مورد او روايت ميشود باور كنند و خود نيز با بزرگنمايي راوي آنها باشند. مواقعي هم كه مريدان از مراد خود، عمل خلاف عقل و شرع مشاهده كردهاند، بدون كوچكترين تزلزلي در باور خود، آن را توجيه كردهاند. همچنانكه مولوي گناه كردن اوليا را همچون افتادن مرداري در دريا ميداند كه هيچ تأثيري در پاكي آب دريا ندارد:

اين نباشد ور بُوَد اي مرغ خاك

بحر قلزم را ز مرداري چه باك

(مولوي، دفتر دوم، 1387: 315-314)

 

2-4 الزام نظرية ولايت

مريدان، شيخ خود را داراي حق ولايت ميدانستند و اعتقاد به كرامت و با كرامت بودن هم جزء تفكيكناپذير نظرية ولايت است (شفيعي كدكني، مقدمه اسرارالتوحيد،1381: 96). بنابراين فشار افكار عمومي، برخي صاحبان مقام ولايت يا مريدان آنها را به وادي كرامت كشانده است.

 

3-4 رقابت با ساير مقاماتنويسان

انسان همواره خود را با افراد ديگري كه با او در يك گروه و طبقه قرار ميگيرند مقايسه ميكند و حس تعاليجوي او تحريك ميشود تا به برتري برسد. همين امر در ميان مريدان مشايخ هم وجود داشته است و آنها سعي ميكردند كه در همة زمينهها از رقباي خود پيشي بگيرند. پس «وارد شدن در جرگة مريدان، خود به خود نوعي وابستگي تشكيلاتي ايجاد ميكرده كه سبب ميشده است، مريدان در صدد مقايسة گروه خود با محيط پيرامون ساير مشايخ برآيند و براي اينكه در مقايسه با ايشان كم نياورند و بتوانند احساس تفاخر خود را اقناع كنند به كرامتخواهي و كراماتسازي رو ميآوردند، چرا كه اصولاً انسان، كمالطلب و برتريجوست و همواره در پي آن است كه از هر طريقي كه برايش مقدور شود، احساس همگنسنجي و برتري‌‌خواهي خود را ارضا سازد و آبي بر روح و روان تفسيده از صحراي سوزان نقصها و كمبودهاي خود بپاشد» (غلامحسينزاده، 1386: 128).

 

4-4 جلب و حفظ حمايت مردمي

مريداني كه در زمان حيات شيخِ خود به سبب پايگاه مردمي و سياسي او مورد توجه و احترام بودهاند با فقدان او همه چيز را از دست رفته ميديدند. بنابراين «تلاش مريدان و كسان براي بهرهبرداري از ميراث مادي و معنوي بازمانده از ولي، كه با فقدان او در معرض تصرف، انحراف و اضمحلال قرار ميگيرد، آنها را به انتساب كرامات بسيار و اغراقآميز به وي ميكشانده است. كوشش براي حفظ ميراث معنوي مولانا جلالالدين بلخي در مناقبالعارفين افلاكي و انتساب كرامات به خواجه عبيدالله احرار پس از مرگ او، براي حفظ ميراث مادي وي، نمونهاي از چنين تلاشها ميتواند باشد» (غلامحسينزاده و موسوي، 1389: 119).

 

5-4 ايجاد روحية تسليم

يكي ديگر از انگيزهها و اهداف كراماتنويسان، ايجاد روحية تسليم و انقياد در مقابل صاحبان كرامات و منتسبان آن‌‌هاست. افزايش تعداد كرامات تنبيهي بهخصوص در قرون پنجم و ششم ميتواند در راستاي اين هدف باشد. بنابراين با ايجاد روحية تسليم «عامة مردم كه از منطق و استدلال، كمتر بهرهمندند و به آساني پذيراي موهوماتاند، علاوه بر قبول هر ادعايي در نقل كرامات مشايخ راستين، شاخ و برگ بسيار بر آنها افزوده و كاهي را كوهي كردهاند و مؤمنان و ناقلان نيز با ثبت و درج آن مطالب بياساس، زمينه را براي افزايش تصاعدي تعداد كرامات و شگفتانگيزتر شدن آنها فراهم آوردهاند» (رجايي بخارايي، 1373: 571).

 

6-4 كرامتجويي مردم

ريشة اظهار كرامت مشايخ متصوفه و كرامتسازي مريدان آن‌‌ها به ساختار جامعهاي كه در آن به سر ميبردند برميگردد. زماني كه مردم حقانيت پيران طريقت را در كرامات آنها ميجويند، همين كرامتجويي سبب توسعة فرهنگ كرامتگويي و كرامتخواهي ميشود و در جامعه، بستر مناسبي براي بازگويي كرامات مجعول ايجاد ميگردد و هر روز بر تعداد و اغراق آنها افزوده ميشود.

حكايت زير از اسرارالتوحيد بر همين مسئله دلالت دارد: «خواجه عبدالكريم خادم خاص شيخ ما ابوسعيد قدسالله روحهالعزيز بود، گفت: روزي درويشي مرا بنشانده بود تا از حكايتهاي شيخِ ما او را چيزي مينوشتم. كسي بيامد كه «شيخ تو را ميخواند.» برفتم. چون پيش شيخ رسيدم، شيخ پرسيد كه «چه كار ميكردي؟» گفتم: «درويشي حكايتي چند خواست، از آن شيخ، مينوشتم.» شيخ گفت: «يا عبدالكريم! حكايتنويس مباش، چنان باش كه از تو حكايت كنند» (محمد  بن منور، 1381: 187).

 

7-4 ذهنيت اسطورهگراي انسانها

همواره ذهن اسطورهساز و اسطورهگراي انسانها در فكر غلبه بر دردها و نارسايي‌‌هاي ناگزير خويش بوده است. پس براي دستيابي به اين آرزوي خود، حكاياتي را ساخته كه تحقق آنها در عالم واقع ممكن نبوده است. اگر به موضوعات حكايات كرامات نيز نظري بيفكنيم درمييابيم كه قوة خيالپرداز و ذهنيت اسطورهگراي انسانها در ايجاد و تطورات آنها نقش اساسي داشتهاند. پيران و مشايخ متصوفه هم كه در ميان مردم، بسيار مقبوليّت و محبوبيّت داشتهاند بهترين افرادي بودهاند كه ميتوانستند نقش شخصيت اول اين حكايات را بازي كنند.

 

8-4 اثبات معجزات پيامبران

چون در روزگاران بعد، افرادي پيدا شده بودند كه صحت معجزات پيامبر اسلام را زير سؤال مي‌‌بردند، برخي از مؤمنان با ذكر كرامات اولياءالله قصد اثبات معجزات را داشتهاند. چنانكه سديدالدين محمد غزنوي هدف خود از تأليف كتاب مقامات ژندهپيل را همين مسئله ذكر كرده است (غزنوي، 1345: 6-5).

 

5. نتيجهگيري

كرامات در دورههاي متأخر نسبت به دورههاي آغازين از نظر كميت افزايش مييابند و بر شدت و اغراق آنها نيز افزوده ميشود؛ بهگونه‌‌اي كه ديگر غير قابل باور مينمايند. بالطبع، حوادث و دگرگونيهاي اوضاع روزگار در اين امر بيتأثير نيستند و چه بسا نقش اصلي را دارند. راويان كرامات در چهار گروه نويسندگان متون عرفاني، خودِ صاحبان كرامت، شاهدان كرامات و افرادي ناشناخته قرار ميگيرند. بررسي علل و انگيزههاي كرامتپردازان نشان ميدهد كه آنها در دو حوزة مسائل اعتقادي و نفع شخصي- گروهي جاي ميگيرند.

 

پينوشت

1. با توجه به وجود متون عرفاني در كتب دورة متوسطه، برخي از دانشآموزان دربارة كرامات ذكر شده در آنها دربارة برخي عرفاي مشهور سؤالاتي را مطرح ميكنند. همين سؤالات انگيزهاي شد تا نويسنده، مطالب مختصري در مورد راويان كرامات و انگيزة آنها بنويسد.

2. استاد شفيعي كدكني معتقد است: «همين كه انساني در گوشهاي از اين سرزمين، به گونهاي تشخص يافته باشد كه بتواند از رهگذري، توجه جمعي از مردم يا تمامي ايشان را به خود جلب كند، مردم در مسير زمان از او، همان چيزي را خواهند ساخت كه دلخواه ايشان است و كاري به آن ندارند كه او خود چگونه ميانديشيده و چه ميخواسته است. در فرهنگ ما، تحولات تاريخي چهرههايي از نوع احمد جام يا خواجة عبداللهانصاري از مصاديق بارز اين اصل است» (شفيعي كدكني، 1383: 93).

 

 

منابع

1. ابوعلي عثماني، حسنبن احمد، ترجمة رسالة قشيريه، تصحيحات و استدراكات بديعالزمان فروزانفر، چاپ چهارم، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1374.

2. شفيعي كدكني، محمدرضا، نقش ايدئولوژيك نسخه بدل‌‌ها، نامة بهارستان، سال پنجم، شمارة اول و دوم، 1383.

3. غزنوي، سديدالدين محمدبن موسي بن يعقوب، مقامات ژندهپيل، به اهتمام حشمت مؤيد سنندجي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1345.

4. غلامحسينزاده، غلامحسين، نقد و تحليل حكايات كرامتهاي مولانا در رساله سپهسالار، فصلنامة پژوهشهاي ادبي، سال 4، شمارة 17، ص 125-148، 1386.

5. غلامحسينزاده، غلامحسين و سيدجلال موسوي، نقد و تحليل كرامات خواجه عبيدالله احرار، فصلنامة ادبيات عرفاني و اسطورهشناختي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب، ش 20، 1389.

6. كاشاني، عزالدين محمود، مصباحالهدايه و مفتاح الكفايه، تصحيح علامه همايي، چاپ چهارم، تهران: مؤسسة نشر هما، 1372.

7. كلاباذي، ابوبكر محمدبن ابراهيم، خلاصة شرح تعرّف، محقق: احمدعلي رجايي، نويسنده: اسماعيل بن محمد مستملي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1349.

8. محمدبن منور، اسرارالتوحيد في مقامات الشيخ ابي سعيد، تصحيح و تنظيم محمدرضا شفيعي كدكني، 2 جلد، چاپ پنجم، تهران: آگاه، 1381.

9. مستملي بخاري، ابوابراهيم اسماعيل بنمحمد، شرح تعرّف، مقدمه و تصحيح محمد روشن، تهران: اساطير، 1365.

10. مولوي، جلالالدين محمد، مثنوي معنوي، تصحيح نيكلسون، تهران: انتشارات مجيد، 1387.

11. هجويري، ابوالحسن، كشفالمحجوب، تصحيح ژوكوفسكي، چاپ هفتم، تهران: طهوري، 1380.

ارسال شده در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۸ - 8:44 صبح

نظرات

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظرات

عنوان:  
نام:  
آدرس الکترونیکی:
زبان:
توضیح:  
لطفا متن مقابل را در زیر وارد کنید
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)