0 - پیام , 0 - نظر

پیوندهای اصلی

دسته بندی مقالات

آرايه هاي ادبي
ادبيات تعليمي
ادبيات جهان
ادبيات حماسي
ادبيات داستاني
ادبيات عرفاني
ادبيات غنايي
ادبيات معاصر
انواع ادبي
تاريخ ادبيات
زبان فارسي
نقد ادبي
و ساير مطالب

بایگانی پیامها

بایگانی سال ۱۳۹۸

مرداد ۱۳۹۸، (۱۴)
تیر ۱۳۹۸، (۱)
خرداد ۱۳۹۸، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۷

مهر ۱۳۹۷، (۱۹)
مرداد ۱۳۹۷، (۲۲)
تیر ۱۳۹۷، (۲)
خرداد ۱۳۹۷، (۱)
اردیبهشت ۱۳۹۷، (۶)
فروردین ۱۳۹۷، (۶)

بایگانی سال ۱۳۹۶

اسفند ۱۳۹۶، (۴)
بهمن ۱۳۹۶، (۷)
دی ۱۳۹۶، (۷)
آذر ۱۳۹۶، (۲)
آبان ۱۳۹۶، (۳)
مهر ۱۳۹۶، (۲)
شهریور ۱۳۹۶، (۸)
مرداد ۱۳۹۶، (۱۰)
تیر ۱۳۹۶، (۷)
خرداد ۱۳۹۶، (۴)
اردیبهشت ۱۳۹۶، (۲)
فروردین ۱۳۹۶، (۱۳)

بایگانی سال ۱۳۹۵

اسفند ۱۳۹۵، (۱۴)
بهمن ۱۳۹۵، (۱۰)
دی ۱۳۹۵، (۱۳)
آذر ۱۳۹۵، (۳)
آبان ۱۳۹۵، (۷)
مرداد ۱۳۹۵، (۹)
تیر ۱۳۹۵، (۵)
خرداد ۱۳۹۵، (۵)

بایگانی سال ۱۳۹۴

آذر ۱۳۹۴، (۱۱)
آبان ۱۳۹۴، (۸)
مهر ۱۳۹۴، (۳)
شهریور ۱۳۹۴، (۴۲)
مرداد ۱۳۹۴، (۲۲)
تیر ۱۳۹۴، (۲۰)
اردیبهشت ۱۳۹۴، (۲)
فروردین ۱۳۹۴، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۳

دی ۱۳۹۳، (۸)
مهر ۱۳۹۳، (۳)
شهریور ۱۳۹۳، (۱۱)
خرداد ۱۳۹۳، (۸)

بایگانی سال ۱۳۹۲

دی ۱۳۹۲، (۲۱)
مرداد ۱۳۹۲، (۱۵)
تیر ۱۳۹۲، (۴۴)
خرداد ۱۳۹۲، (۲)

بایگانی سال ۱۳۹۱

آذر ۱۳۹۱، (۷)
مهر ۱۳۹۱، (۶)
شهریور ۱۳۹۱، (۱۲)
خرداد ۱۳۹۱، (۱۰)

بایگانی سال ۱۳۹۰

اسفند ۱۳۹۰، (۱۱)
آذر ۱۳۹۰، (۴)
آبان ۱۳۹۰، (۲)
مرداد ۱۳۹۰، (۲۰)

پيشينة دستور‌نويسي زبان فارسي


رضا كريمي لاريمي

مدرس دانشگاه فرهنگيان و دبير دبيرستانهاي جويبار

دكتر حسين پارسايي

مدرس دانشگاه آزاد قائمشهر

چكيده

در اين مقاله، تاريخ تدوين دستور زبان فارسي از جهات زبان اثر، محل تأليف دستور و قوميّت و زبان مؤلف بررسي و تبيين شده است.


كليدواژهها: تاريخچه، دستور، زبان فارسي، زبان و قوميّت.

 

مقدمه

نظر به طرز تلقي ويژهاي كه گذشتگان از دستور زبان داشتهاند، يعني اينكه آموزش دستور زبان را براي كساني لازم ميدانستند كه بخواهند آن زبان را بهعنوان زبان دوم بياموزند، كمتر اتفاق ميافتاد كه اهل يك زبان به تأليف و آموزش دستور همان زبان بپردازند.

اين قاعده دربارة تدوين لغتنامه هم صادق بود؛ مثلاً اگر مروري بر فهرست مؤلفان لغتنامهها و كتابهاي صرف و نحو عربي بيندازيم، ميبينيم غالب اين مؤلفان غيرعرب بودهاند. اين نظريه دربارة دستورنويسي براي زبان فارسي هم صدق ميكند، چنان كه دستورهاي اولية فارسي را كساني نوشتهاند كه فارسي زبان نبودهاند.

از سوي ديگر زبان عربي كه افزون بر زبان ديني، زبان سياسي و علمي آن روزگاران بود، در ميان گويندگان فارسي به گونهاي رايج بود كه آنان را از توجه به زبان فارسي، كه براي نويسندگان حكم زبان محلي داشت، منصرف ميكرد و مانع ميشد كه به  تدوين قواعد آن بپردازند.

از اين رو در جستوجوي نخستين دستورهاي زبان فارسي، لازم است به كشورهاي همسايه يا به جاهايي كه زبان فارسي به هر دليل مورد توجه بوده است، نگاه كنيم.

براي تدوين تاريخ دستورنويسي براي زبان فارسي به چند موضوع بايد توجه داشت: يكي زبان اثر، ديگر محل تأليف اين دستورها، و سرانجام قوميت و زبان مؤلف. با در نظر داشتن موارد بالا، نخستين دستورهاي زبان فارسي را به هفت دستة گوناگون ميتوان تقسيم كرد:

1. كتابهايي كه مستقيماً براي دستور زبان نوشته نشده يا نسخهاي از آنها در دست نيست.

2. دستورهايي كه در  دورة حكومت عثمانيان در آسياي صغير نوشته شده است. نويسندگان اين دستورها عمدتاً عرب بودهاند و دستورهاي زبان فارسي را به زبان عربي يا تركي عثماني نوشتهاند.

3. دستور زبانهايي كه در شبهقارة هند تأليف شده است. مؤلفان اين دسته از آثار، بيشتر ايرانياني بودهاند كه در دورة مهاجرت عظيم ايرانيان به سرزمين هند در دورة اكبرشاه به آن ديار رفتهاند. زبان اين دسته از دستورها بيشتر فارسي است و شمار اندكي هم به زبان اردو و انگليسي.

4. رسالههايي كه در مقدمة لغتنامه‌‌هاي فارسي نوشته شده است و در آنها كمي هم دربارة صرف و نحو زبان فارسي سخن گفتهاند.

5. دستورهايي كه در اروپا تأليف شده است. مؤلفان اين دستورها عمدتاً خاورشناسان اروپايي بودهاند و هدفِ بيشتر آنان آشنايي با زبان و فرهنگ ايراني بوده است. اين دسته از آثار به زبانهاي انگليسي، فرانسه، آلماني و ايتاليايي است.

6. دستورهايي كه اين اواخر، در ايران و كشورهاي همجوار به وسيلة ايرانيان و به زبان فارسي تأليف شده است.

7. آن دسته از دستور زبانهايي كه تحتتأثير نظريههاي زبانشناسي نوشته شده است و مؤلفان آنها با مكتبهاي زبانشناسي آشنايي داشته يا خود زبانشناس بودهاند.

 

بحث و بررسي

يكم. در گروه يك، از چهار كتاب بايد نام برد:

1. كتاب المعجم في معايير اشعار العجم، تأليف شمسالدين محمدبن قيس رازي، متعلق به اوايل سدة هفتم. هر چند اين كتاب براي مسائل گوناگون شعري تأليف شده است اما در بحث از فن قافيه، مؤلف دربارة انواع حرف و پساوندها، توضيحات جالب و مفصلي مطرح ميكند كه مأخذ بسياري از دستورنويسان بعدي قرار گرفته است.

2. ابن شاكر كتبي، در كتاب فوات الوفيات (ج2، برگ 282) در ترجمة حال ابوحيان نحوي (م: 745 هـ) در جزو تأليفهاي او از كتاب «منطقالخُرس في لسان الفُرس» نام ميبرد كه دربارة قواعد زبان فارسي نوشته بوده است. متأسفانه نسخهاي از اين كتاب در دست نيست.

3. كتابي است به عربي به نام حليئ الانسان في جلبئ اللسان، حاوي قواعد چهار زبان عربي، تركي، مغولي و فارسي، تأليف ابن مهنا، كه در عهد تيمور نوشته شده است.

4. لسان القلم در شرح الفاظ عجم، تأليف عبدالقهاربن اسحق، ملقب به شريف، كه در سدة نهم هجري به نام سلطان ابوالقاسم بابر بهادر خان (م: 861 هـ ) تأليف شده و نسخهاي از آن به ضميمة كتاب ميزان الاوزان در فن قافيه، تأليف همين مؤلف موجود است و نوشتن آن در سال 1012 هجري انجام پذيرفته است.

دوم) دستورهايي كه در اين گروه مورد بررسي قرار ميگيرند، در سرزمينهاي تحت سلطة عثماني تأليف شده و متعلق به زماني است كه زبان و ادب فارسي در دولت عثماني در حدود سدههاي نهم و دهم گسترش و نفوذ يافت. غالب اين دستور زبانها به زبان عربي است و به وسيلة نويسندگان عرب تأليف شده است و مخاطبان آنها هم عربزبانان يا تركان عثماني بودهاند كه به نوعي جاذبههاي ادب فارسي آنان را به فراگرفتن زبان فارسي تشويق ميكرده است.

شمارة اين دستورها قابل توجه است و نسخههاي متعددي از آنها در كتابخانههاي تركيه وجود دارد. در زير به شماري از آنها، كه از نظر تاريخ تأليف كهنترند، اشاره ميشود:

1. تاجالروس و غُرّئالنفوس، از احمدبن اسحق قيسري (قيصري) از اهالي قيساريه روم، تاريخ تأليف اين اثر پيش از 898 هجري است.

2. اقنوم عجم، كه سال تأليف آن را 898 هجري نوشتهاند

3. وسيلئالمقاصد الي اَحسنالمراصد، اثر خطيب رستم المولوي، تأليف به سال 903 هجري، اين كتاب در زمينة لغت فارسي به تركي و براي استفاده ترك زبانان است. مؤلف در آغاز اثر خود، منظومهاي در بيان قاعدههاي زبان فارسي گنجانيده است.

4. قاعدههاي الفُرس (اساس الفرس) كه در حدود سال نهصد هجري به زبان عربي نوشته شده و نويسندة آن گويا ترك بوده است. وي به سال 940 هجري وفات يافته است.

5. رسالة مشكلگشا، كه در جزو كتاب شاملاللغئ آمده است. مؤلف اين اثر حسنبن حسيني (؟) بن عماد قراحصاري است. وي اثر خود را پيش از سال 918 هجري تأليف كرده است. نسخة خطي اين كتاب، كه آقاي مجتبي مينوي در يادداشتهاي خود از آن ياد كرده است، در كتابخانة افيون قره حصار (تركيه) موجود و مورخ است به سال 910 يا 911 هجري و به خط حسنبن قاسم است.

6. تحفة شاهدي، اثر ابراهيمبن خداي دده شاهدي كه در سال 920 هجري تأليف شده است.

7. رسالة يائيه از احمدبن سليمان، معروف به ابن كمال پاشا، صاحب كتاب دقائق الحقائق در لغت و نويسندة كتاب نگارستان. رسالة يائيه در شرح گونههاي (ياء زايد) است كه در آخر واژهها و فعلهاي فارسي ميآيد. ابن كمال پاشا در اين اثر، كه به زبان فارسي- تركي تأليف كرده، بيستگونه از انواع (ياء زايد) را معرفي كرده است و از شاعران پيشين، بيتهايي به اسم استشهاد آورده.

8. كتاب نحو فارسي، اين اثر به زبان عربي است و در تاريخ 957 هجري در قلمرو عثماني تأليف شده است. از نويسندة آن اطلاعي در دست نيست، نسخة خطي اين كتاب جزو كتابهاي علي اميري افندي، در كتابخانة ملت استانبول به شمارة 311 موجود است.

9. الأمثلئ الفارسيه، به زبان عربي، در صرف و نحو فارسي كه در نسخهاي مورخ 958 هجري جزو كتابهاي علي اميري افندي در كتابخانة ملت استانبول، با عنوان «نسخئ» فيها القواعدُ و الأمثلئ موجود است.

10. التحفئ الهاديه يا دانستن، از آن روي كه با اين واژه آغاز شده است؛ اين اثر را يكي از نويسندگان عثماني، به نام حاجي الياس، نوشته كه در سدة دهم هجري ميزيسته است. كتاب براي آموزش بنيادهاي دستور زبان فارسي به كودكان نوآموز به زبان فارسي نوشته شده است. ده بخش از اين كتاب دربارة صرف فعل و چهار فصل آن شامل واژههاي دستياب فارسي با گزارش آنها به تركي عثماني است.

11. مفاتيح الدُّريه في اثبات القوانين الدَّريه، اثر مصطفيبن ابي‌‌بكر ايسواسي (سيواسي؟). شرحي بر اين كتاب به تركي در دست است از مصطفي عصامالدين الحسيني كه در سال 1163 هجري نوشته شده است، به نام «شرح مفاتيح الدريه في قواعد الفُرسي (؟).

12. قواعد الدَّريه از نشاطي ادرنوي، شاعر ترك كه به سال 1085 هجري وفات كرده است. اين اثر به زبان تركي است.

شمارة دستور زبانهايي كه در تركية عثماني دربارة زبان فارسي نوشتهاند فراوان است. در اين مقال به آن دسته از دستورهايي كه از نظر تاريخي كهنتريناند، اشاره شد.

سوم) فرهنگ و زبان فارسي در شبه قارة هند با تأسيس سلسلة گوركانيان هند، كه به دست بابر در سال 932 هجري بنياد نهاده شد، نفوذ و گسترش يافت. مهار حكومت گوركانيان در آغاز در دست رجال ايراني قرار داشت و در نتيجه ميتوان گفت سلسلهاي كه ظهيرالدين بابر در هند پي افكند يك دولت تمام عيار ايراني بود. (17) از اين تاريخ تا مدتها زبان فارسي بهصورت زبان رسمي دربار هند و زبان سياست و ادب و شعر درآمد. ديري نكشيد كه شاعران بسياري از ميان مردم آن سامان در كشمير و لاهور و دهلي و ديگر جاها برخاستند و در آن ديار كتابهاي معتبري در انواع گوناگون نظم و نثر به فارسي پرداخته شد. توجه به زبان و فرهنگ فارسي در هند منجر به پيدايش جنبش دستورنويسي براي زبان فارسي در اين سرزمين شد. اين دستورها بيشتر به وسيلة فارسيزبانان مهاجر و فارسيزبانان هندي براي آموزش زبان فارسي نوشته ميشد كه اغلب به زبان فارسي بود.

نكتة ديگري كه در اين دوره داراي اهميت است، نوشتن قواعد صرف و نحو زبان فارسي در مقدمة كتابهاي لغت است كه به فراواني در هند تأليف شده است. اگرچه اين سنت سابقهاي كهن دارد و در دولت عثماني هم گاهي در مقدمة لغتنامههايي كه براي زبان فارسي تأليف ميكردند، قاعدههاي دستوري ميگنجانيدند، اما در هند لغتنامهنويسي و دستور زباننويسي براي زبان فارسي رونقي ديگر داشت. در فصل بعد به اين لغتنامهها اشاره خواهد شد؛ ناميدن يكايك اين كتابها در اينجا لزومي ندارد و فقط به مهمترين و كهنترين آنها اشاره ميشود:

1. ميزان فارسي يا بعضي قانونات فارسي، تأليف جمالالدين حسينبن سيد نورالله مرعشي شوشتري كه در سال 1165 هجري در عظيمآباد تأليف شده است.

2. جامع القواعد، تأليف محمد قليخان متخلص به محب، از  پارسيدانان هندنشين، همدوره با شاه عالم جلالالدين (1203- 1173هـ) پادشاه گوركاني. اين كتاب در سال 1174 هجري در شش مقاله فراهم آمده و مشتمل است بر حرف، كلمه، جمله، گونههاي مصدر، چگونگي ساختن فعل گذشته و آينده و تعريف فعلها و حرفهاي منفصل و فرنهادهايشان و نحو و اشتقاق.

3. رسالهاي در دستور زبان فارسي در هفده باب، بدون نام، از شخصي به نام شيخ عبدالباسط (متولد 1099 هـ).

4. رسالهاي در دستور زبان فارسي بدون نام، از شخصي به نام نظامالدين احمد كه به سال 1188 هجري تأليف شده است.

5. مجموع القوانين، كه در نُه قانون تدوين شده است از شخصي به نام امير اسدالله، تأليف در سال 1169 هجري. (23)

6. قواعد فارسي، مسمي به هفت گل، منظومهاي است در حدود 23 صفحه، اثر كامتا پرشاد، در سال 1204هـ/ 1789 م در لكهنو به چاپ رسيده است.

7. قواعد فارسي، اثر روشن علي انصاري جونپوري، در حدود 1215هـ/ 1800م در لكهنو به زيور چاپ آراسته شد و سپس چندين بار در كلكته چاپ شد.

8. قواعد فارسي از مؤلفي ناشناخته كه در سال 1235هـ/ 1819م در كلكته به چاپ رسيده است.

9. قواعد المبتدي از مؤلفي ناشناخته كه در 92 صفحه به سال 1242هـ/ 1825م در كلكته چاپ شده است.

10. گرامر فارسي بهصورت پرسش و پاسخ در 70 صفحه كه به وسيلة عطاالله به سال 1244 هجري در كلكته چاپ شده است.

11. رسالئ علم النحو (مجموعة پنج دستور زبان فارسي در يك جلد) از مؤلفي ناشناس كه به سال 1251هـ/ 1836م در كلكته چاپ شده است.

12. حروف تهجي از مؤلفي ناشناس كه به سال 1253هـ/ 1837م در كلكته چاپ شده است.

13. جامع‌‌القوانين از مؤلفي ناشناس كه به سال 1255هـ/ 1839م در كلكته چاپ شده است.

14. شجرئالأماني در 20 صفحه، از مؤلفي ناشناس، به سال 1257هـ/ 1841م در لكهنو چاپ شده است.

15. مخزنالفوايد يا خزانئالاصول در 182 صفحه، كه به وسيلة محمد فائقبن غلامحسن تأليف شده است. اين كتاب در سال 1260هـ/ 1844م در لكهنو چاپ شده است.

16. بديع الصرف، از كاووس خان كه در «مدراس» در سال 1265هـ/ 1848م به چاپ رسيده است.

17. صفوئ المصادر از محمد مصطفيخانبن محمد روشنخان، در كانپور به سال 1282هـ/ 1864م چاپ شده، اين كتاب چند بار هم در لاهور و ديگر مناطق هند چاپ شده است.

18. دستور پارسيآموز، در پنج جزو تأليف شده است، شامل علم حروف، قواعد املا، اجزاي جمله و اسلوب تركيب، علم سخن پارسي، عروضي و قوافي، علم بلاغت- مؤلف اين اثر عبيداللهبن امينالدين احمد سهروردي است، متولد به سال 1280 هجري؛ اين اثر در سال 1294 هجري (؟) در لكهنو چاپ شده است.

19. نهجالادب، اثر حكيم عبدالغني خان رامپوري، در 822 صفحه به سال 1338هـ/ 1919م در لكهنو چاپ شده، اين كتاب كاملترين و مفصلترين كتابي است كه در زمينة دستور زبان فارسي در هند تأليف شده است و دستورنويسان بعد، خود را از آن بينياز ندانستهاند، و هنوز هم از خيلي جهات قابل تأمل است.

20. قند پارسي در مقدمات فارسي، مشتمل بر هفت كتاب است: كتاب الحروف در 58 صفحه، كتاب الاسماء در 45 صفحه، كتاب الافعال در 81 صفحه، كتاب المشتركات در 53 صفحه، كتاب حروف عامله در 91 صفحه، كتاب المصطلحات در 33 صفحه، كتاب الكلمئ و الكلام در 62 صفحه. اين اثر در سال 1361 هـ/ 1922م (؟) در بمبئي چاپ شده است.

تعداد فراواني رساله در زمينة دستور زبان فارسي تحت عنوانهاي «آمدنامه»، «آمدهنامه» و «شرح آمدن در هند» تأليف شده و نسخههايي از آنها در دست است، مثل آمدنامة بديع، اثر سكهرام داس، كه بيشتر براي آموزش صرف فعلهاي فارسي در زمانهاي گوناگون به نوآموزان، تأليف شده است.

آنچه در اينجا ذكر شده شمار اندكي از انبوه كتابها و رسالههاي چاپ شده و چاپ‌‌نشدة دستور زبان فارسي است كه در سرزمين هند تأليف شده است.

چهارم) در اين گروه، همچنان كه قبلاً ذكر شد، به رسالهها و مقالههاي دربارة دستور ميپردازيم كه در مقدمة فرهنگها آمده است؛ بنا به رسمي كه سابقة كهن دارد و از بلاد روم آغاز شده بود و در سرزمين هند به تكامل رسيد و سرانجام در ايران دنبال شد، بهطوري كه مباحث دستوري را در مقدمة لغتنامهها ميگنجانيدند. كهنترين آنها «وسيلئ المقاصد الي احسن المراصد» و «رسالة مشكلگشا»ست، كه قبلاً در گروه ب از آنها نام بردهايم.

1. فرهنگ شعوري يا لسان العجم، تأليف حسن شعوري از مشاهير بلاد روم. نخستين بار اين لغتنامة دو زبانه (فارسي به تركي) در سال 1155 هجري در قسطنطنيه و سپس در سال 1314 هجري در اسلامبول چاپ شد.

2. فرهنگ جهانگيري، تأليف جمالالدين حسينبن فخرالدين حسن انجوست، كه بين سالهاي 1105 تا 1017 هجري در هند تأليف شده است. اين لغتنامه، مفصلترين و قديمترين فرهنگ فارسي است كه در هند تأليف شده است. دوازده آيين در مقدمة آن دربارة مبحثهاي دستوري و لغوي و زبانشناسي آمده است.

3. برهان قاطع، تأليف محمدحسينبن خلف تبريزي، متخلص به برهان، در سال 1062 هجري در هند تأليف شده است؛ مقدمة اين لغتنامه در نُه فصل (نُه فايده) به مسائل دستور زبان فارسي و زبانشناسي و لغتشناسي اختصاص يافته است، قديمترين چاپ برهان به سال 1234هـ/ 1818م در كلكته انجام پذيرفته است.

4. فرهنگ رشيدي اثر عبدالرشيدبن عبدالغفور الحسيني المدني تته هند. اين اثر زماني تأليف شده است كه شاه جهان در زندان پسرش اورنگ زيب عالمگير بوده است (1068هـ/ 1657م). اين فرهنگ در سال 1292هجري در كلكته به چاپ رسيد.

5. فرهنگ نظام، تأليف سيدمحمد علي داعي الاسلام، استاد نظام كالج در حيدرآباد دكن، اين اثر در پنج مجلد در هند به سال 1344 هجري چاپ شده است.

6. هفت قلزم، تأليف حيدر پادشاه (حيدرخان) غازي، در دو مجلد به سال 1238 هـ/ 1822م در لكهنو تأليف شده است.

7. فرهنگ انجمن آرا، اثر رضاقلي خان هدايت (88-1218هـ) معروف به للـه باشي. اين فرهنگ به سال 1288 هجري در تهران به چاپ رسيد.

پنجم) دستورهايي كه در اروپا براي زبان فارسي تدوين شده است:

اروپاييان خيلي پيشتر از ايرانيان، به تأليف دستور زبان فارسي پرداختند و غالب آنها به زبانهاي عربي نوشته شده است. مؤلفان اين دسته از دستورهاي زبان فارسي عمدتاً از خاورشناسان، كشيشان و مبلغان مسيحي بودهاند.

اين دستورها به قصد آموزش زبان فارسي به كساني بوده است كه براي مأموريتهاي نظامي و سياسي و مذهبي به ايران گسيل ميشدهاند. البته در ميان اين دسته از مؤلفان كساني هم بودهاند كه منظور علمي و فرهنگي داشته‌‌اند. به هر جهت، اين دستورها پشتوانة تاريخ دستور زبان فارسي بهشمار ميرود و قابل بررسي است و بسياري از آنها هنوز هم جزو بهترين دستورهايي است كه براي زبان فارسي تأليف شده است.

در اينجا به برخي از كهنترين اين تأليفات اشاره ميكنيم:

1. عنصرهاي زبان فارسي (Rudimenta Linguae Persicae)، تأليف Ludouico Dieu. اين كتاب در 95 صفحه به قطع خشتي در سال 1049هـ/ 1639م (ده سال پس از وفات شاه عباس) در لوگدوني باتا و روم (ليدن هلند) چاپ شده است. تا آنجا كه آگاهي داريم اين كتاب كهنترين دستور زبان فارسي در اروپاست.

2. دستور زبان فارسي (Grommatica Linguae Persiae)، تأليف كشيش كرملي از اعضاي هيئت مبلغان در تريپولي و جبل لبنان، به نام Ignatio a zesu است. اين كتاب در 60 صفحه به سال 1172هـ/ 1661م در شهر رم چاپ شده است.

3. بنابر آنچه زنگر در جلد اول Bibliotheca Chientalis نوشته، دومين دستور زبان فارسي تأليف Gravio Joanne است كه در سال 1059هـ/1649م در لندن منتشر شده است.

4. ديگر از دستوري بايد نام برد كه توسط جاكوبي آلتيني Jacobi Altini، تأليف و در سال 1148هـ/ 1735 چاپ شده است.

5. كتاب Gazophylacium Linguae Persarum، تأليفAnge de Saint- Joseph در سال 1096هـ/ 1684م در آمستردام چاپ شده است.

6. دستور زبان فارسي تأليف ويليام جونز. اين كتاب در سال 1185هـ/1771م در لندن تأليف شده است. چاپ هشتم اين اثر در سال 1823م در لندن چاپ شده كه در دست است.

7. دستور زبان فارسي (Language A Grammar of the Prsian)، تأليف moises Edward. اين اثر به سال 1207هـ/ 1792م در نيوكاستل چاپ شده است.

8. دستور زبان فارسي (Grammatica Linguae Persicae)، اثرDombay Lorenzvon ،Franz اين كتاب در 114صفحه به سال 1219هـ/ 1804م در Vindobonae به چاپ رسيد.

9. دستور زبان فارسي (Knowledge of Grammar of the Persian The book of Language)، تأليف Sam Rousseau، كه به سال 1220هـ/ 1805 م در لندن منتشر شده است.

10. دستور زبان فارسي (Grammar of the Persian Language A)، تأليف M. Lumsden. در دو جلد به سال 1225هـ/ 1810م دركلكته چاپ شده است.

در پايان، اين سخن زندهياد مجتبي مينوي را ميافزاييم كه «جمع كثيري از اهل اروپا براي آموزش زبان فارسي به هموطنان خود كتابهاي صرف و نحو و مكالمه و تمرين و قواعد تأليف كردهاند، مثل زالمان، ژوكوفسكي (با هم) و خدزكو، و روكرّت. از همة اين اروپائيان مشهورتر كاپيتان فيلات انگليسي است كه كتاب گرامر زبان فارسي او در نهصد و چهل صفحه به قطع وزيري بزرگ بالغ ميشود و مسلماً اگر دقيقترين دستور زبان ما نباشد، مفصلترين آن‌‌هاست؛ يك دريا شواهد و امثله دارد و مواد بسيار براي كار تازه» (مينوي، 1336: 445).

افزون بر آنچه در اينجا آورده شد، پژوهشهايي هم هست كه اروپائيان معاصر در زمينة دستور زبان فارسي در دانشگاههاي خود انجام ميدهند، مانند پژوهشهاي ژيلپر لازار، لمبتون، راستور گووا، بويل (57) و دهها پژوهشگر ديگر.

ششم) در اين بخش به آن دسته از كتابهاي دستور زبان فارسي اشاره ميشود كه به وسيلة ايرانيان در دورة متأخر و معاصر تأليف شده است. همزمان با آشنايي ايرانيان با انديشههاي جديد در دورة مشروطه و ارتباط با همسايگان، فرهنگنويسي و دستور زباننويسي، به پيروي از دستورنويسان هندي و اروپاي و تركيهاي، مورد توجه قرار گرفت. دستورهايي كه در اين دوره براي زبان فارسي نوشته ميشد به زبان فارسي بود. آنها عمدتاً در ايران و احياناً در تركيه و روسية تزاري (شوروي سابق) به چاپ ميرسيد، از جمله:

1. قانون زبان فارسي با اشتقاق و اعلال كلمات عربيه، تأليف عباس قلي‌‌بن ميرزا محمدخان بادكوبي، اين كتاب در سال 1247 هجري در تفليس چاپ شد.

2. قواعد صرف و نحو فارسي تأليف عبدالكريم بن ابيالقاسم ايرواني [ملاباشي]، چاپ تبريز، 1262 هجري.

3. قواعد فارسيه به تركي، تأليف شيخ مراد افندي، كه به سال 1262 هجري در استانبول به چاپ رسيد.

4. دبستان پارسي، تأليف ميرزا حبيب اصفهاني [دستان] (؟)، اين اثر در 135 صفحه به سال 1308 هجري در استانبول به چاپ رسيد و به سال 1324 هجري در چاپخانة تربيت، در تبريز به چاپ دوم رسيد. ظاهراً ميرزا حبيب نخستين كسي است كه كلمة «دستور» را به كار برده است. از همين مؤلف كتاب ديگري به نام دستور سخن در 178 صفحه در دست است كه در سال 1287 هجري در استانبول چاپ شده است.

مهدي قلي هدايت در خاطرات و خطرات، برگ 149، ميگويد: «... دستور سخن ميرزا حبيب به دستم آمد ديدم در طرز گرامرهاي فرنگي بعضي قواعد صرف آلماني را با فارسي تطبيق خواسته است. تعجب كردم، معلوم شد «وامبر» نامي آلماني در اسلامبول نزد او فارسي ميآموخته است و آن كتاب به دستور او تنظيم يافته است. آلمانيِ آن را هم به دست آوردم، چهار چمن هم از نسخههاي هندي داشتم و خود دستوري نوشته بودم. اهمّ مقصودم زبان مادري است كه بايد خوب دانست و ابداً طرف توجه نيست. عبدالعظيم خان قريب را واداشتم دو رساله در صرف و نحو فارسي ترتيب داد و معمول شد» (افشار، 1333: 30-31)

5. معلم الأطفال، تأليف آخوند احمد حسينزاده. اين كتاب با قطع بزرگ در سال 1297 هجري در تفليس چاپ شده است.

6. تنبيه الصبيان، تأليف محمد حسين بن مسعودبن عبدالرحيم انصاري. اين اثر در سال 1298 هجري در استانبول چاپ شده است، در 138 صفحه. يك بار هم در سال 1292 هجري به چاپ سپرده شد.

7. زُبده (در قواعد فارسي)، تأليف نجيب انطاكي است، چاپ 1300 هجري، در بولاق مصر با مقدمة تركي در 39 صفحه.

8. لسانالعجم، تأليف ميرزا حسن طالقاني. اين كتاب در 263 صفحه به سال 1305 هجري در تهران به چاپ رسيد، چاپ ديگري هم از اين اثر در 172 صفحه به سال 1317 هجري در شهر بمبئي انجام گرفت.

9. نامة زبانآموز (نحو و صرف زبان فارسي)، تأليف علياكبر ناظم الاطبا، كه در سال 1316 هجري در تهران در 310 صفحه به چاپ رسيد.

10. نهايئالتعليم، تأليف حسن رُشديه. اين كتاب در دو جلد تأليف شده است: جلد اول شامل نحو است و جلد دوم آن در 168 صفحه به سال 1318 هجري در تهران به چاپ رسيده است.

11. دستور زبان فارسي، تأليف غلامحسين كاشف. اين كتاب در 338 صفحه به سال 1329 هجري در استانبول چاپ شده است.

12. تعليم لسان فارسي، تأليف حسين دانش، چاپ استانبول به سال 1291ش/ 1331 ق در چهار قسم.

13. دستور زبان فارسي، تأليف عبدالعظيم قريب (به اسلوب زبانهاي مغربزمين). اين كتاب به سبب آن كه در مدارس تدريس ميشد بيست و يك بار چاپ شده است و مختصر و متوسط و مفصل آن در دست است. نخستين بار در سال 1329 هجري چاپ شده است.

14. دستور زبان فارسي، معروف به دستور زبان پنج استاد. اين كتاب به وسيلة پنج تن از استادان ادبيات يعني عبدالعظيم قريب، ملكالشعراي بهار، بديعالزمان فروزانفر، جلالالدين همايي و رشيد ياسمي تأليف شد. اين دستور در سال 1328 هجري شمسي در دو مجلد، براي تدريس در دورة آموزشي دبيرستان تدوين شده بود. نظر به اينكه مؤلفان آن، كساني بودند كه قولشان در حوزة ادبيات فارسي حجت موجه بود، آراي مندرج در آن، حدود چند دهه بر تاريخ دستورنويسي زبان فارسي سايه افكند.

پس از تأليف دستور زبان پنج استاد، دهها كتاب دستور زبان  فارسي تأليف شد كه همگي به نوعي تحتتأثير شديد اين كتاب بودند.

هفتم) دستور زبانهايي كه بر پاية نظريات زبانشناسي تأليف شده است: همچنان كه قبلاً كوتاه اشاره شد، از عمر آشنايي ايرانيان با دانش زبانشناسي چندان نميگذرد و در نتيجه دستور زبانهايي هم كه بر پاية آراي زبانشناسي براي زبان فارسي تدوين شده است، چندان كهن نيستند. در اين مدت كوتاه، زبانشناسان ايراني، هر يك به فراخور علاقه و تخصص خود در يك يا چند زمينة زبانشناسي خدمات ارزندهاي به زبان فارسي ارائه دادهاند و آثاري از خود به شرح زير، بر جاي نهادهاند كه قابل ارج نهادن است:

دكتر محمد مقدم در زمينة ريشهشناسي فعلهاي فارسي، منصور اختيار، در زمينة معنيشناسي، صادقكيا در حوزة گويشهاي زبان فارسي، ناتل خانلري در زمينة تاريخ زبان فارسي، احمد تفضلي و ژاله آموزگار و محسن ابوالقاسمي در زمينة زبانهاي باستاني، ابوالحسن نجفي و محمدرضا باطني و علي اشرف صادقي و مهدي مشكوئالديني در زمينة تبيين زبان فارسي بر پاية نظريههاي زبانشناسي، خسرو فرشيدورد و احمد شفايي و پرويز ناتل خانلري دربارة تلفيق دستور زبان سنتي با زبان‌‌‌شناسي، يدالله ثمره و محمدعلي حقشناس دربارة آواشناسي زبان فارسي، و بسياري بزرگان ديگر كه پايهگذاران پژوهشهاي زبانشناسي در اين سرزمين هستند.

اما كتابهايي كه بتوان نام دستور زبان فارسي بر آنها نهاد و بر پاية آراي زبانشناسي تأليف شده باشند، محدودند. در زير به برخي از آنها اشاره ميشود:

1. دستور زبان فارسي، تأليف پرويز ناتل خانلري. اين كتاب نخست براي آموزش در دورة اول دبيرستان فراهم شده بود و سپس بخشهاي ديگري بر آن افزوده شد و بهصورت مستقل چندين بار به چاپ رسيد. اثر سترگ و به جاي ماندني ديگر خانلري، تاريخ زبان فارسي است كه تنها دستور تاريخي زبان فارسي به شمار ميآيد. اگرچه نويسندة آن در حيات خود موفق نشد آن را به پايان رساند.

2. دستور امروز، تأليف خسرو فرشيدورد. اين كتاب در 1384 هجري چاپ شد. مؤلف اين كتاب يكي از پركارترين و فعالترين پژوهشگران صرف و نحو زبان فارسي است. هر چند كتاب دستور امروز بيش از يك بار چاپ نشد، پژوهشهاي متعدد و دقيق وي در مجلههاي ادبي چند دهة گذشته، راهنماي بسياري از پژوهشگران جوان بوده است.

3. توصيف ساختمان دستوري زبان فارسي، تأليف محمدرضا باطني. اين اثر نخستينبار در سال 1348 شمسي به چاپ سپرده شد. مؤلف در مقدمة كتاب ميگويد «... اين اولين دستور ساختماني زبان فارسي است كه با اسلوب نوين  زبانشناسي عرضه ميشود. در اين پژوهش سعي شده روابط ساختماني زبان فارسي توصيف شود و حتيالمقدور از توسل به ملاكهاي معنايي خودداري شود» (افشار، 1333: 33 و 37)

4. مباني علمي دستور زبان فارسي، تأليف احمد شفايي. اين كتاب 645 صفحهاي، اگرچه چاپ نخست آن در سال 1362 هجري انجام پذيرفت، مطالب آن قبلاً در مجلة سخن منتشر شده بود. آنچه دربارة اين كتاب گفتني است آنكه مؤلف اثر خود را به دو بخش صرف و نحو تقسيم كرده و عمدة نظريههاي تازة خود را در بخش نحو كتاب آورده است.

5. دستور، تأليف علياشرف صادقي و غلامرضا ارژنگ. اين كتاب در سال 1357 هجري در سه جلد، براي آموزش دورة دبيرستان، رشتة فرهنگ و ادب، تدوين شد. در مقدمة اين اثر ميخوانيم: «كتاب حاضر بر پاية نظرية نقشگرايي آندره مارتينه زبانشناسي فرانسوي است.

نخستين فرق ميان اين دستور و دستورهاي گذشته در اين است كه در اينجا كلمات و عناصر زبان براساس نقش خود تعريف شدهاند. در صورتي كه در كتابهاي سابق تعاريف منحصراً مبتني بر معني است.

تفاوت دوم در اين است كه در اينجا زبان به‌‌عنوان يك دستگاه مستقل در محدودة خود آن تعريف و بررسي شده و با عالم خارج و مقولات آن آميخته نشده است؛ در حالي كه در دستورهاي سابق زبان و عالم خارج به شكل جداييناپذيري در هم آميختهاند.

تفاوت سوم ميان اين كتاب و دستورهاي قديم در اين است كه در اين كتاب به شيوة زبانشناسان، توجه اصلي به نحو و ساختمان جمله بوده و نخستين مبحث كتاب، ساختمان جمله ساده، يعني كوچك‌‌ترين واحد ارتباطي زبان قرار داده شده است. در حالي كه در كتب سابق توجه اصلي به صرف و ساختمان كلمه بوده كه نسبت به نحو جنبة فرعي و ثانوي دارد» (صادقي و ارژنگ، بيتا:3-4)

6. دستور زبان فارسي بر پاية نظريه گشتاري، تأليف مهدي مشكوئالديني. چاپ اول اين كتاب به سال 1366 شمسي انجام گرفته است.

از ميان اين شش كتاب دستور كه در اين گروه به آن پرداختيم، مورد سوم و ششم، پژوهشي است صرفاً زبانشناسانه و مورد اول كمترين تأثير را از زبانشناسي پذيرفته است. مورد دوم و چهارم دستور زبان فارسي است با ديدگاهي زبانشناسانه و سرانجام مورد پنجم تأليفي است با دو ديدگاه تقريباً ناهمگون.

آخرين نكته اينكه بسياري از دستورهايي كه به تازگي در ايران يا در خارج از ايران براي زبان فارسي تأليف ميشوند از آراي زبانشناسان بهرة فراوان ميبرند.

 

منابع

1. افشار، ايرج (1333)، كتابشناسي دستور زبان فارسي، مجلة فرهنگ ايران زمين، ج2.

2. ــــــــــ (1345)، «دستورهاي سيصد ساله براي زبان فارسي»، مجلة دانشكدة ادبيات تهران، دورة 13، ش4.

3. اينال صاوي، دكتر صائمه (1355)، «دستورنويسي در دورة تنظيمات»، مجلة دانشكده ادبيات تهران 23، ش 1/2: برگهاي 94- 288.

4. باطني، محمدرضا (1392)، توصيف ساختمان دستور زبان فارسي، تهران: سخن.

5. دهخدا، علياكبر (1377)، مقدمة لغتنامه، ج2، تهران: مؤسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.

6. رازي، شمسالدين محمدبن قيس (1338)، المعجم في معايير اشعار العجم، به تصحيح محمد قزويني به كوشش مدرس رضوي، تهران: چاپ افست.

7. صادقي، دكتر علي اشرف و ارژنگ، غلامرضا (بيتا)، دستور سال اول، آموزش متوسطة عمومي، رشتة فرهنگ و ادب، تهران: چاپ و نشر كتابهاي درسي.

8. صفا، دكتر ذبيحالله. (1369)، تاريخ ادبيات در ايران، ج4، تهران: اميركبير.

9. ضيع، دكتر مهين بانو (1371)، سيري در دستور زبان فارسي، چاپ اول، تهران.

10. منزوي، احمد (1359)، فهرست نسخههاي خطي كتابخانة گنج بخش دستور زبان فارسي، مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان، اسلام آباد، ج3. ش 1426.

11. مينوي، مجتبي (1366)، «دستور زبان فارسي»، مجلة يغما، شمارة دهم، سال دهم شمارة مسلسل 114.

12. همايي، جلال (1322)، «دربارة دستور زبان فارسي»، نامة فرهنگستان، سال اول، شمارة دوم.

 

ارسال شده در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۸ - 8:48 صبح

نظرات

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظرات

عنوان:  
نام:  
آدرس الکترونیکی:
زبان:
توضیح:  
لطفا متن مقابل را در زیر وارد کنید
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)